تبليغاتX
ღ♥ღ مسعود اعتضادی ღ♥ღ


ღ♥ღ مسعود اعتضادی ღ♥ღ

ღ♥ღ پروردگارا یاریم کن آنچه را دانسته یا ندانسته می شکنم دل نباشدღ♥ღ

مردم های

اینم یه مدل از سلام کردن بود...

بازم فرصتی شد تا بیام و پست مطلب جدید رو بزنیم و آپ کنیم

عرض شود خدمت شما که این روزا انتقادای شدیدی میشه مبنی بر استفاده بیش از حد شکلک تو بلاگ اینجانب

البته سعی میکنم از این به بعد کمی کم ترش کنم...

ولی خب نمیشه که کلا شکلک رو از ریشه بکنم

یکی از دوستان میگفتن که وقتی به بلاگ تو میایم اینقد شکلک میذاری که یاد مهد کودک میفتیم

و دوست دیگری میگفتن که اینقد پای لپ تاپ نشستی که شبیه شکلکا شدی...

مردم بدونین من لپ تاپ دارم و مدلش هم DELL هستش و حدودا ۱ میلیون خریدم و خیلی هم راضیم و اگه خواستین لپ تاپ بخرین حتما این مدل رو انتخاب کنین...

مردم چند روزی رو هشترود بودم و بسی بسیار خوش گذشت و اینا

فردا باز باید برم اردبیل و درس و فرجه و امتحان و این داستان همینطوری ادامه دارد...

هفته گذشته یه اتفاقاتی تو دانشگاه واسم افتاد که نشد بیام و مطلب جدیدی رو پست کنم و بنا به دلایل مسائل امنیتی از بیان کردن اتفاقات هفته گذشته معذورم و صرفا دوستان نزدیک فهمیدن چیا گذشت

ولی خب از همینجا به همونایی که این روزا بلاگ و فعالیت های منو زیر نظر دارن بگم که:

 

در روزگاري که دروغ يک واقعيت عمومي است؛
به زبان اوردن حقيقت يک اقدام انقلابي است...


و من جز حقیقت چیزی نگفتم و حقیقتم یک اقدام انقلابی بود حالا اگه دوستان با این نظر مخالفن نو پرابلم...

بگذریم...

عرض شود که امتحان ترمودینامیک رو ترکوندم و از ۲۰ تا تست ۱۸ تاشو درس زدم و اصولا باید از ۱۰ نمره میان ترم ۹ بگیرم اما خب نمره دادن این استاد اون چیزی نیس که تو ورقه مینویسیم

از امتحان که برمیگشتیم یکی از هم دانشگاهیام بچه خواهرشو آورده بود تا باهم تو شورابیل یه دوری
بزنیم...

پدر و مادر هر دو اردبیلی و ترک اما بچه فارس بود!!!

این دیگه آخرشه ها...

نمیدونم چرا فکر میکنن اگه بچشون فارسی حرف بزنه کلاسش میره بالا!!!

تو خود کلاس ما همه دخترا ترکن اما همشون با هم فارسی حرف میزنن

اگه دوس دارین با موجودات فضایی آشنا بشین یه سری به کلاس ما بزنین

داشتم میگفتم خواستم مثلا با این بچه حرف بزنم و کاری کنم یخش آب شه بش گفتم:

چلام عجیجم چطولی خوچگلم؟دوس دالی هه چیزی واست بخلم؟

بچهه برگشت گفت مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی

ای روزگار بچه هم بچه های قدیم...

من یادمه وقتی باهام اینجوری حرف میزدن بر میگشتم و انگیلیسی جوابشونو میدادم اما این...

واقعا من بچه بودم خیلی بودما

یکم گشتیم و تو شورابیل عکس اینا انداختیم و منم برای اولین بار اون روز بکس موهامو درس کرده بودن و ژل و واکس و اتو و خلاصه هر چی دم دست بود مالیدن به سرم و شدم آن عاشق دیوانه که بودم

ناگفته نماند دوستان هم اتاقی اندکی هم *پ ن ک ک* به صورتم زدن ولی خب پاک کردم و با غرور گفتم خوشگلی باید تو ذات آدم باشه و انسان با آرایش زشتی هایش را پنهان میکند و چن تا هم شعار دادم و تحت تاثیر قرار گرفتن و زدیم به شورابیل

بعد میگن دخترا آرایش میکنن...

البته خب ناگفته نماند اندکی آرایش کلی آدم رو تغییر میده واسه همینه که دخترا اینقد خوشگل میشن دیگه...

واقعا محیط دانشگاه تو خیلی مواقع باعث میشه فرد به اندازه ۳۵۹ درجه تغییر کنه...

۳۶۰ درجه نگفتم چون اونجوری یه دایره کامل میشه و میفته رو خودش

خیلی باید مواظب باشی تا تحت تاثیر موج منفی های دانشگاه و حاشیه هاش قرار نگیری

خیلی از دوستا و همکلاسی های من ترم یک مثبت بودن اما اگه الان یه نیگاهی بهش بندازی میبینی که پسر نوح با بدان بنشست...

عرض شود که امروز خبری از زنگ تفریح نیس و به جاش موضوع مطلب فیس بوک هستش و مطالب فیس بوک امروز میشه همون زنگ تفریح های شما

عرض شود که این روزا حتی اگه با نت هم سر و کاری نداشته باشین مسلما اسم فیس بوک صدی به صد به گوشتون خورده...

مردم فیس بوک یه سرویس اینترنتی رایگان هستش که در ابتدا گویا واسه تفریح و سرگرمی ساخته شده بود اما بعد ها تبدیل شد به یه سرویس جاسوسی و سرویس علمی و فرهنگی و همینطوری بگیر برو کل سرویس ها رو

عرض شود که یه روزی یه جایی یه دل شکوندم یکی عاشقم شد به پاش نموندم چه آسون چه راحت...

ببخشید یه لحظه قاطی شد گویا

داشتم میگفتم یه روزی یه جایی یه نیویورکی به اسم مارک زوکربرگ تو دانشگاه هاوارد تو خوابگاه نشسته بود و داشت با لپ تاپش بلاگ منو میخوند گفت چیکار کنم چیکار نکنم فیس بوک رو تاسیس کنم

اینم لپ تاپ داره ما هم داریم...اینم دانشجو بود ما هم بودیم اما این کجا و ما کجا...

مارک تو سال ۲۰۰۸ اینقد تو کارش موفق بود که به عنوان جوانترین میلیادر جهان معرفی شد و الانم که مدیر عامل فیس بوک هستش...

خود مارک تو یه سخنرانی گفته که فیس بوک قدرتمند ترین ابزار کنترل جمعیت تو جهان هستش...

مردم فیس بوک یه شبکه و یه صفحه ای هستش که تو اون بکس میان و جمله هایی رو میفرستن و عکس و فیلم رد و بدل میکنن و اگه کسی خوشش اومد لایک میکنه و زیرش کامنت میذاره و دوستاشو پیدا میکنه و آنلاین با هم میچتن و خلاصه کلی کارای دیگه هم میکنن که متاسفانه زیر ۱۸ سال رد میشه از این بلاگ و نمیشه بازگو کرد

البته ناگفته نماند که فیس بوک در ایران بسته شده یا بهتر بگم فیلتره...

یه زمانی از فیلترینگ در آوردن اما خب بازم فیلتر شد ولی بکس همه وی پی ان دارن دیگه...

مردم وی پی ان یه نوع نرم افزاری هستش که سایت هایی که فیلتر شدن رو باز میکنه و نوع جدیدش به اسم ساکس اومده که خیلی خفنه...

مردم همه چیو که نباید توضیح بدم که اینارو خودتون باید دیگه بلد باشین خب

عرض شود که فیس بوک برنامه های و بازی های کاربردی مختلفی داره و روز به روز هم به تعدادش افزوده میشه و اگه درس استفاده بشه بدک نیس...

یه برنامه کاربردی داره به اسم آینه که دوستات میان و ازشون در مورد شما سوالاتی میشه و اونا هم با صداقت پاسخ میدن و این جواب ها آینه ای میشه برای شما تا بدونین مردم در مورد شما چی فکر میکنن

عرض شود که فیس بوک در ابتدا چیز بدی نبود اما متاسفانه دولت آمریکا و سیا و موصاد و هر چی دیگه سازمان جاسوسی هستش از فیس بوک استفاده میکنه...

تو جنبش وال استریت و جنبش های مصر و یمن و خلاصه بیداری اسلامی این عرب ها فیس بوک نقش بسزایی داشت و به هر حال فیس بوک بد جوری وارد زندگی مردم شده و تا حدی پیشرفته که دیگه گوگل و یاهو کم آوردن و همین چند ماه پیش یاهو به دلیل ورشکستگی خیلی از کارکناشو انداخت بییرون و اینا دیگه...

مردم فیس بوک دریاس اگه شنا بلد نباشین غرق میشین

بکس هشترود هم تقریبا همشون تو فیس بوک عضو هستن و البته چند تا گروپ هم ساختن ولی خب عمده مطالبی که تو این گروپ ها میذارن در مورد انواع سیگار و پیوند با سیگار و رابطه سیگار با تنهایی و اینا هستش

به هر حال بخوایم نخوایم فیس بوک بخشی از زندگی نسل سوم و چهارم شده و گاها مشکلاتی رو هم برا بکس به وجود آورده و تو برخی دانشگاه ها هم استفاده از فیس بوک غیر مجاز اعلام شده!!!

چند روز پیش هم یه نظرسنجی اعلام کرده بود که فیس بوک تاثیر بسزایی تو تنهایی آدما داره و فیس بوک در کنار مزایایی که داره معایب بی شماری هم داره...

از کسایی که تا الان ثبت نام نکردن تو فیس بگم که زیاد هم مالی نیس و فکر نکنین که اگه تو فیس نباشین از جامعه عقبین و اینا

تو ایران هم یه سایتی هست به اسم کلوب دات کام که کارش همون کار فیس بوک هستش با این تفاوت که صرفا ایرانی ها اونجا جمعن

مردم چند تا از مطالبی که تو فیس لایک خوردن رو میذارم تا هم زنگ تفریحتون بشه و هم بخندین و خوش باشین و اینا دیگه:

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


استاد ميپرسه تا کجا درس داده ام؟

همه دانشجوها مثل بز هم ديگرو نگاه ميکنند

عاشق اين اتحادتون هستم بچه ها

 

بچه همسايه هم نشديم که همه ما رو الگو قرار بدن ...

 


يکي  از مزاياي پسر بودن اينه که هرچقد دلت خواس ميتوني گريه کني، آخرش

دستتو محکم بمالي به چشمت هيچي نميشه!

نه ريميلت پخش ميشه نه سايه ات بهم ميريزه ….! 

 


من نميدونم اين درس خوندن چي داره که تا ميري دو کلمه درس بخوني حتي خاطرات دوران مهد کودک اونم با وضوح HD يادِ آدم مياد !

 

يادتونه يه زماني کارمون که با کامپيوتر تموم ميشد رو کيبرد و مانيتور و کيس رو کاور ميکشيديم!

 


همين الان يه دختراسرائيلي add ام کرد اما اکسپت نکردم و انصراف دادم..الله اکبر الله اکبر...!

منتظر جوايز نقدي و غير نقدي از مسئولين هستم....

 


فيلم جنگي ايروني نشون ميدن؛ بمباران ميشه، خانومه خونين و مالين از زير آوار مياد بيرون،

ولي اين روسريش لامصب تکون نميخوره !!

 

امروز اومدم آذوقه شش ماه پشه ها رو برداشتم گذاشتم جلو رو شون ...
گفتم ببريد ، بريد اگه كم بود بازم بيان ...
ديدم واستادن دست نميزنن !!!
رئيسشون زل زد تو چشام گفت ما نون بازومونو ميخوريم ...
اينا از گلومون پايين نميره

 


شما يادتون نمياد، يکي از بزرگترين معضلات بشريت اين بود که سر امتحان ديکته،

"عليه السّلام" رو  بنويسيم يا فقط (ع) بذاريم!!!

 


 آدمايي که سه صفحه بهشون اس ام اس ميدي

بعد مثل معلولا فقط يه کلمه تايپ ميکنن OK

بايد بگيري اون دکمه هاي کيبورد موبايلشونو با بيل داغون کني

ازش فقط يه o بمونه با يه k

تا حالشون جا بياد!!!

 

انگار 90% از خستگي آدم تو جورابشه !

اين جورابو که در مياري راحت ميشي ..

 

يعني اينقدي که ما به موهامون ميرسيم اگه به يه درخت شلغم رسيده بوديم الان موز ميداد

 

شيخ دوبي گفته از سال جديد تحصيلي به هر دانش‌آموز يک تبلت ميدن. توي ايران يه پاکت شير
رو نتونستن درست بدن! يه روز هم که دادند، ني نداشت!

 


يادش بخير ابتدايي كه بوديم وايميساديم سر صف بعد ناظممون ميومد مي گفت يه جوري بگيد مرگ بر امريكا
تا صداتون برسه امريكا. ما هم ابله فكر مي كرديم امريكا كوچه بغليه از ته جيگر داد ميزديم

 

تقسيم بندي لباس آقايون:
يکي لباسهاي کثيف، دومي لباسهاي کثيف اما قابل پوشيدن!

 

پيام سعدي به دختران:
حالاكه خبري نيست زشوي، ز گهواره تا گور دانش بجوي

 

اين دختر خانمهاي که ميرن دانشگاه ليسانس بگيرن ، اگر با ليسانسشون هم کاره اي نشن ،
خدا رو شکر آرايشگر خوبي ميشن...

 

تو کل دنيا بوسيدن راه ابراز علاقه است، تو ايران جزوه دادن به هم!

 

جلوي پسره رو تو خيابون ميگيرن ميگن:اين خانم با شما چه نسبتي دارن؟
ميگه: تو فيسبوک با هم پنج تا دوستمشترک داريم !!!

 

فقط يک ايراني ميتونه با بوق ماشين هم سلام کنه،هم خداحافظي،هم فحش بده و هم تشکر کنه

 

منطق ايراني :

دو حالت داره: يا حق با منه ، يا تو نمي فهمي که حق با منه!!!

 

واكنش زنها بعد از نگاه شوهرشون...

.

.
.
.
.
.

زن اروپايي: عزيزم اين نگاهت رودوست دارم..

زن ايراني: چيــــــــــــــه ؟ بيا منو بخـــــــــــور

 

قديما مراسم خواستگاري براي اين بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن
الان براي اينه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن

 


اينايي که با موبايل بهشون زنگ ميزني و يهو قطع ميشه وسطش... بعد دوباره زنگ ميزني ميبيني
اشغاله،  ميفهمي اون داره تو رو ميگيره...بعد يه کم صبر ميکني اون زنگ بزنه هيچ خبري نميشه،
ميفهمي اون زنگ زده ديده اشغاله فهميده تو داري زنگ ميزني صبر کرده تو زنگ بزني...
بعد تو دوباره زنگ ميزني ميبيني اشغاله...
ميفهمي صبرش تموم شده و تصميم گرفته خودش زنگ بزنه....دوباره صبر ميکني و همين طوري اين
داستان ادامه داره....
خوب  شاسگول ميبيني که من زنگ زدم از اول! قطع شد صبر کن خودم ميگيرم چرا رو اعصاب خودت و خودم رژه ميري ؟؟

 


فک کنم فقط تو ايرانه که وقتي 2 تا دوست همو بعد از مدت ها ميبينن با فحش به هم ابراز احساسات ميکنن ..

 

يکي از تفريحات ما ايرانيها اينه که وقتي يه چيزي رو ميخريم بعد تو تک تک مغازه ها ميريم همونو قيمت ميکنيم

 

چرا اگه به کسي بگن جوجويِ من... پيشي من...

و موشي و از اين کلمه ها طرف خوشش مياد...

امّا اگه بگن حيووون عصبي ميشه...؟!

مـگـه جـفـتـشـون يـکـي نـيـسـتـن....؟

 

من عروسي بگيرم يه عروسي ساده و جمع و جور مي گيرم و هيشکي رو هم دعوت نمي کنم!

نه به خاطر هزينه ش، فقط به خاطر اينکه:

.
.
.
.
بقيه دخترا آرايش مي کنن،خوشگل ميشن ميان، من تازه مي فهمم چه غلطي کردم؟!

 

دختره تو پروفايلش نوشته :
دلم براي يک نفر تنگ است....نه ميدانم نامش چيست...و نه ميدانم چه مي کند...حتي خبري از رنگ چشم
هايش هم ندارم....رنگ موهايش را نمي دانم....لبخندش را هم نديده ام....فقط ميدانم که بايد باشد و
نيست......!
خب يه باره بگو : يکي بياد منو بگيره ، من شوهر ميخوام

 

گاو اولي : مااااا !!!
گاو دومي : ماااااااااا ؟؟؟
گاو اولي : مااااا مااااا !!!
گوسفند وارد ماجرا ميشه : بــــــــــه !!!
گاو اولي : مااااا !!!
گوسفند دومي : بــــــــــه !!!
گوسفند اولي : به به !!!
.
.
.
.
نه واقعا نشستي اين گفت و گو رو تا آخر خوندي ؟؟؟
الانم دنبال بقيه ماجرا هستي !؟ آخه چرا ؟؟؟ چه فکري کردي ؟؟

 


هر وقت يه سوسک تو دستشويي ديدي با دمپايي فورا نکوب رو سرش…
بي توجه از بغلش رد شو… اين کار از صدتا فحش براش بدتره

 

خانمي به آشپز خانه رفت و ديد همسرش با يک مگس کش اينطرف و آنطرف ميچرخد.

پرسيد : چيکار ميکني؟

همسرش پاسخ داد : مگس شکار ميکنم!

آه چند تا کشتي؟

پنج تا، سه مذکر و دو مونث!!

همسرش با تحير پرسيد : چجوري جنسيتشونو فهميدي؟
شوهرش گفت : آخه سه تاشون روي شيشه خالي آبجو بودن و دو تا روي تلفن!!

 

قابل توجه روسای عرب:

نه تنها خليج فارس براي ماست، اگه يکمي ديگه فک  بزنين، دبي ام براي ماست

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب مردم اینم از مطالب فیس بوکی که لایک خورده بودن خفن

که خب معمولا زنگ تفریح های بلاگ رو از همین فیس به دس میارم...

مردم بسی بسیار خوشحال شدیم که بازم بهونه ای شد که با هم باشیم...

حال کردین کلی شکلک هارو کم کردم؟

مردم امتحانای دانشگاه و فرجه اینا شروع میشه شاید مطلب بعدی که میخوام پست کنم کمی طول بکشه و دیر شه شایدم یهو دیدین همین فردا یه مطلب دیگه نوشتم

خلاصه دیگه...دعا کنین شاخ امتحانارو بشکونم...

واسه دوستانی هم که کنکور و امتحان نمونه دارن آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم امسال خبرای خوبی از بچه ها و موفقیتاشون بشنویم

ایام به کام...

آدمیان به لبخندی که بر لبها می نشانند...
به احساس خوبی که بر جا می نهند...
و به دردی که از یکدیگر میکاهند...
 می ارزند...
 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:27 توسط مسعود اعتضادی| |

ملت سلام

خوبین خوشین سلامتین؟

این هفته آخر رو هشترود بودم و بسی بسیار پربار و مفید بود و خوش گذشت و اینا

همه روزا رو رفتیم به طبیعت گند زدیم اومدیم

البته دروغ چرا؟به هیچ وجه آشغالی چیزی نریختیم زمین و ریخته شده ها رو هم جمع کردیم تا نشون بدیم فرهنگمون زیاده و اینا

امروزم که رفتیم قلعه رو فتح کردیم و اومدیم

جاتون خالی اینقد معلم اومده بود که نگو

تا حالا تو عمرم یه جا این همه معلم ندیده بودم

جمع خوبی بود و نماینده محترم جناب شیری هم بود و برخی هم گرد شیرینی و اینا...

نکته جالبی که این وسط بود برگذاری نمایشگاه توسط استاد محترم جناب آقای بطحایی بود... بازدیدی که از آثار این هنرمند داشتیم واقعا فوق العاده بود و صادقانه بگم باید سر تعظیم در مقابل استاد بطحایی فرود بیاریم...

هر چند زیاد حمایتی از هنرمند تو هشترود نمیشه...

فقط یه نکته رو هم بگم که جناب بطحایی این نمایشگاه رو صرفا برای هفته معلم بر پا کردن اما هزار تا بنر زدن که ما این نمایشگاه رو بر پا کردیم و ما از این هنرمند حمایت کردیم و اینا...

و از یک طرف هم برخی برگذاری این نمایشگاه رو به جناب شیری نسبت دادن که من شخصا طی گفتگویی که با این استاد داشتم شدیدا تکذیب کردن این موضوع رو...

روی سخنم با آقایونی هستش که از هر فرصتی استفاده میکنن تا خودشون رو مطرح کنن و از آب گل آلود کوسه صید کنن...اینا به ماهی هم قانع نمیشن

به هر حال خواستم بگم که از طلا گشتن پشیمان گشته ایم...

مرحمت فرموده ما را مس کنید

دولت از مرغ همایون طلب و سایه او

زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود!

 

عرض شود که این هفته جلسه ای تو شهرداری هشترود برگذار شد مبنی بر نشست خبری بین شورا و شهرداری و چند نفر دیگه که اینجانب هم حضور داشتم و بسی بسیار مفید بود

جناب موسوی شهردار محترم و جناب اکبری رییس شورا مسائل خوبی رو مطرح کردن و به سوالا پاسخ دادن...

حقیقتا باید قبول کنیم که این عزیزان بهتر از روسای قبلی عمل کردن و از این بابت از جناب موسوی و جناب اکبری و بقیه دوستان که زحمت میکشن تشکر میکنیم

پرسش و پاسخ هایی که ارائه شد بسی بسیار مفید بود و جناب موسوی برخی مسائل رو شفاف سازی کردن...

جا داره بازم تشکر کنم از ایشون که با این کارشون شاید حس پسخگویی رو تو برخی از روسا بر انگیزند تا هشترودی آباد داشته باشیم...هشترودی آبادچقدر این شعار واسم آشناس واقعا...

مردم خسته شدین یه چند تا زنگ تفریح بریم تا بپردازیم به اصل موضوع:

 

 

پسر نوح با بدان بنشست

.
.
.
.
الان برو زندگيشو ببين!!!!!
.
.
.
ميگن پرادو خريده

 

 

جــــوک خیلی خنده دار

یه روز دوتا خانم کنار هم ساکت نشسته بودن..!!

 

 

یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه ، شما فک کن مث مورچه ها رفیق باز بودن یه

سوژه پیدا می کردن هشتصد تا از رفیقاشونو می کشوندن اونجا ..!!

وااااااااااااااای چی میشد!!!

 

 

کاراکتری که هیچ وقت چهره اش دیده نشد:
.
.
.
.
امروز "بازرس" از آموزش پرورش میاد... بی انضباطی نبینم ها

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مردم میگم این هفته واسم پربار بود میگین نه

چند روز پیش دعوت بودم به انجمن ادبی که هر هفته تو ارشاد هشترود برگذار میشه...

تو این جلسه با اساتیدی چون جناب آقای رحیم میرخانی و و جناب عیسایی آشنا شدم و جناب فتاحی هم حضور داشتن که قبلا باهاشون آشنا شده بودم و اینا

عرض شود که جمع خوبی بود و بسی بسیار از بیانات این عزیزان فیض بردیم و مشعوف شدیم...جای پیازچه خالی

بحث شعر و شاعری بود و نقد شعر و کلا هر چی راجب شعر بود دیگه...

فرصت نشد که اونجا نظرم رو راجب شعر بگم ولی خب همشو اینجا میگم تا حال کنین

مردم همونطوری که خودتون بهتر از من میدونین اساسا شعر به چند دسته تقسیم میشه:

مثل قصیده غزل رباعی شعر نو و چند دسته دیگه که ندونین بهتره چون من هم نمیدونم

یکی از دوستان شعری رو خوندن و جناب میرخانی شروع کردن به نقد شعر که خب نقد زیبایی هم بود ولی در مواقعی زیاد موافق نبودم...

اساسا شعر رو همه دوس دارن ولی خب شعر خوب حداقل از نظر ما شعری هس که احساس ما رو از ته دل بیان کنه

اشعار حافظ و مولانا که با روح آدم پلی استیشن بازی میکنن

نه اشعاری که جدیدا مد شده به اسم شعر نو!!!

یادمه یه بار تو دبیرستان یه شعری بود  تو کتاب ادبیات...

خود دبیر محترم هم اعتراف کرد که این شعر نیس و فقط چون اسم شاعر کمی خفن هستش این شعر رو گذاشتن تو کتاب

سلمان هراتی:

جهان قرآن مصور است

و آیه ها در آن

به جای اینکه بنشینند ایستاده اند

درخت یک مفهوم است

دریا یک مفهوم است

جنگل و خاک و ابر

خورشید و ماه و گیاه....

مردم کجای این شعر هستش آخه؟

خب اگه اینجوریه همه شاعرن که

خب منم میتونم از خودم شعر بگم اگه اینجوری باشه...

درسته من شاعر نیستم اما شاعرارو دوس دارم

الان یه شعر میگم اینجا حال کنین:

آه خدای من...

زندگی چقدر زیباست...

این هفته هشترود خوش گذشت...

بچه ها و پیازچه و گل آقا همه یک مفهوم هستند...

آه خدای من...

یک نفر به من میگوید

مسعود،آمریکا میخواهد به ایران حمله کند...

من میگویم بیخی پاپا...شاسگول تر از این حرفان

آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند...

و دوباره آه خدای من...شاعر شدم رفت...

و دیگر هیچ!!!

 

حال کردین مردم؟میان از خودشون یه متنی رو مینویسن و فکر میکنن شعر گفتن

البته جسارت نباشه به شعرای محترم اما اگه شعر میگین ترجیحا غزلی قصیده ای چیزی بگین و اگه میشه شعر نو نگین و اگه شعر نو میگین حداقل شعر سپید نگین که نه وزن داره نه قافیه و صرفا هیچی نداره

والا راس میگم دیگه...

البته شعر خوب از نظر بکس امروزی این هستش که اونارو یاد جی اف و بی افشون بندازه

مردم جی اف برگرفته از کلمه girl friend و بی اف از کلمه boy friend استخراج شده

مردم بکس دانشگاه دیگه از واژه بی اف و جی اف استفاده نمیکنن...

دخترا به پسرا میگن شاسگول و پسرا به دخترا میگن شاندیز

مردم اینارو یاد بگیرین خب...هر بار باید بگم؟

تا تو نگاهم کنی کار من آه کردن است...

جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟

اینجاس که بکس عاشق با خوندن این شعر میگن به به...دستت طلا...مارو بردی به کما

از جمله شعرایی که اینجانب علاقه دارم شعری هستش که پایین عکسم نوشتم:

من نه عاشق هستم
ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم هستم و تنهایی یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد
من خودم هستم و یک دنیا ذکر
که درونم لبریز
شده از شعر حقیقت جویی

من خودم هستم و هم زیبایم
من خودم هستم و پا بر جایم...

که البته روانشناس محترم جناب آقای مهدی کریمی که پسر دایی اینجانب میشه چنان کاری با این دلم کرد که موج زلزله با ارگ بم کرد

مردم جناب کریمی یه مطلبی داشتن با عنوان چرا عشق زجر آور است؟

منم رفتم یه کامنتی گذاشتم و ایشونم یه جوابی دادن که عینشو از بلاگشون کپی میکنم تا بخونین:

 

نویسنده: مسعود
یکشنبه 20 فروردین1391 ساعت: 0:52
سلاموقت بخیر
آقا مهدی مطالب شما رو دنبال میکنیم و هر وقت مطلبی میذارین قبل از بلاگ گل آقا به شما سر میزنیم چون اینقد پیازچه پشت سر گل آقا حرف زده رو ما هم تاثیر گذاشته و اینا دیگه
عرض شود خدمت شما که این مطلبتون هم خوب بود و روزی این شعرو صد بار تکرار میکنم واسه همین روزاس که شکست در عشق اعتیاد نشه و این حرفا:


من نه عاشق هستم
ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم هستم و تنهایی یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد
من خودم هستم و یک دنیا ذکر
که درونم لبریز
شده از شعر حقیقت جویی

من خودم هستم و هم زیبایم
من خودم هستم و پا بر جایم

من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم
عاری از عاطفه ها
تهی از موج سراب
دورتر از رفقا
خالی از هرچه فِراق
من نه عاشق هستم
نه حزین ِ غم ِ تنهایی ها
من نه عاشق هستم
ونه محتاج نوازش یا مهر

من دلم تنگ خودم گشته و بس
مَنِشینید کنارم
پیِ دلجویی و خوش گفتاری
که دلم از سخنان غم و شادی پر شد

من نه عاشق هستم
ونه محتاج ِ عشق
من خودم هستم و مِی
با دلم هستم و هم سازیِ نِی
مستی ام را نپرانید به یک جمله....«هی!»



ایام به کام...

GOOD LUCK

با سلام و درود. اگر نظر من روانشناس را بخواهي اين شعر شما لبريز از امواج افسردگي و ترس و اضطراب است. براي اينكه زندگي و هنر زندگي داشتن عشق و محبت و نياز به نوازش داشتن و غم ديگري را خوردن است.
پسر عمه عزيز دلم نمي خواست اين جواب رو بهت بدم ولي سعدي عليه الرحمه ميگه: تو كز محنت ديگران بي غمي نشايد كه نامت نهند آدمي
در جهانبيني و نوع نگاهت به عشق و زندگي تجديد نظر كن كه اين ره كه تو مي روي به هيچستان است....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
مردم این جوابی که ایشون در مقابل این شعر دادن بسی بسیار عجیب بود واقعا
 
الان منو میبینن میگن تو عاشق نیستی و آقای کریمی گفته تو مریضی و نشاید که نامت نهند آدمی و خاک بر سر شاسگولت
 
خب منم چی بگم خب؟
 
خب جی اف ندارم خب
 
پسر دایی عزیز حالا سعدی یه چیزی گفت شما حتما باید بیاین و به من بگین اینو؟
 
آقا قبول...از فردا دنبال جی اف یا همون عشق میگردم
 
پسر مردم رو از راه بدر کردن رفت
 
باید از فردا یه اعلامیه بزنم که به یک عدد جی اف نیاز داریم
 
مردم واحد شمارش جی اف عدد هستش
 
عرض شود خدمت جناب کریمی که آقا عشق همینجوری که به دست نمیاد که...
 
دست خود آدم نیس...هر وقت دلت لرزید یعنی عاشقی
 
و من هنوز دلم نلرزیده...البته از فردا قراره بلرزه
 
دختر خانومای عزیز...هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیمشماره تلفنم هم که پایین عکسم هس...
 
تنها یک قدم با خوشبختی فاصله دارین
 
آقا مهدی جواب مامانم رو شما میدینا...گفته باشم
 
مردم خسته شدین کمی زنگ تفریح بریم:
 
 
 

قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد،

یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت.

بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده

شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین... والا

 
 

دیدین تو این فیلما یکی تیر میخوره میوفته به رفیقاش میگه شما برید؟
فک میزنن بابا .... من اگه تیر بخورم بیوفتم ببینم رفیقام دارن میرن
از پشت همشونو میبندم به رگباررررررررررر ررررر....

 

آب هویج پرید تو گلوی دوستم
بهش میگم: بزنم پشتت؟
بهم میگه: منم بزنم تو دهنت؟

 

عوارض جانبی بعد از یك شكست عشقی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در آوردن گوشی از حالت سایلنت!

نبردن گوشی به دستشویی و حمام!

از رمز درآوردن اینباکس گوشی!

پاک کردن آثار جرم!!!

خواب راحت...زندگی راحت...

آرامش همراه با گریه!!

تموم نشدن شارژ ایرانسل بعد 6 ساعت
 
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 
مردم این مطلب هم تموم شد
 
دو نکته رو عرض کنم:
 
اولیش اینکه اگه جسارتی به شعرای محترم کردم معذرت میخوام
 
هشترود شاعرای بزرگی مثل جناب میرخانی و عیسایی و واعظی و عبدی و فتاحی و  پیازچه و خیلیای دیگه داره که در نوع خودشون بی نظیرند
 
و اینکه هفته معلم هستش
 
جا داره از تمامی معلمین و اساتیدی که زحمت کشیدن تقدیر کنم و بگم که همیشه به یادشونم و هر چی دارم از اونا دارمامیدوارم همیشه موفق و پایدار باشن
 
ایام به کام...
 
 

آدم ها فراموش نمی‌کـنند ...

فقط ... دیگر سـاکت می‌شوند ...

هـمین...

 
 
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
 
 
 

نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 21:5 توسط مسعود اعتضادی| |

مردم؟خیلی وقته نیستینا...کلا کم پیدا شدین

وقت کردین یه سری بزنین

عرض شود خدمت شما که مردم سلام

بازم فرصتی پیش اومد که دور هم باشیم و تبادل نظر کنیم و کل و اینا...

مردم اردیبهشت و خرداد داره از راه میرسه کلی درس ریخته سرمون و حس باز کردنش هم نیس

و اینکه درس خوندن هم که دو نوع حالت داره:

۱.درساي سختو که نميشه خوند...

۲.درسای آسونم که ارزش خوندن نداره

و اینجوری میشه که همه چی میمونه واسه شب امتحان...

و بازم التماسا به سمت خدا که خدایا غلط کردم از ترم دیگه میخونم

چه اسفندها .. آه!
چه اسفندها دود كرديم !
براي تو اي روز ارديبهشتي
كه گفتند اين روزها مي رسي
از همين راه !

مردم یه پارازیت بود همینجوری انداختم دیگه

خدمت دوستان هشترودی عرض شود که این روزا چند عدد کامنت خصوصی داشتیم مبنی بر اینکه نکشی کنار میکشیمت کنار

خیلی ترسیدیم واقعا!!!

میخواستم عین کامنتای خصوصی رو بذارم تو بلاگ اما چون کمی توهین اینا داشت دیگه نشد دیگه...

به هر حال خواستم خدمت دوستان عرض کنم  بیدی نیستیم که از این بادا بلرزیم

مردم بید یه درختی هستش که تو سرما میلزره و واسه همین این مثل رو واسش ساختن

واقعا بعضیا نمیخوان بفهمن...

شیطونه میگه جفت پا برم تو حلقشون تا حساب کار دستشون بیاد

حیف که اسلام دست و بالمون رو بسته...

واقعا تا میخوایم بیایم و کاری بکنیم و اینا یکی پیدا میشه و مثلا میخواد خود نمایی کنه و بگه ما هم هستیم...

نیمی از عمر را به تمسخر آنچه دیگران به آن اعتقاد دارند می گذرانیم
نیمی دیگر را در اعتقاد به آنچه دیگران به تمسخر می گیرند...!

بگذریم ...

مردم چند عدد زنگ تفریح بریم:

 

بازگشت شکوهمندانه پشه ها رو تبريک ميگم....

ماشالله تو اين چند ماه چقدم بزرگ و هار شدن...

 

شل کن عمو … درد نداره که...

تلخ ترين دروغ تاريخ در تزريقات و پانسمان - دورانِ کودکي

 

اين دبستانى هايى که تو هفته دو روز تعطيلن،

اگه پس فردا بيان فک بزنن که ما نسل سوخته ايم و اينا،

جورى با پشت دست بزنيد تو دهنشون که ديگه نتونند بلند بشن …!!

 

تو اين تبليغه ميگه، فلان صابون ۹۸٪ باکتريها رو ميکشه.
 
من از همينجا به اون ۲٪ باکتري،
 
 به خاطر اين ايستادگيِ پر غرور و پر افتخارشون تبريک ميگم..!

 

عرض شود خدمت دوستان که هفته پیش اومدم هشترود...

آخه قرار بود با جمع کثیری!!!از دوستان هشترودی بریم قلعه ضحاک رو فتح کنیم و پرچم رو ببریم بالا و اعلام کنیم که پرچم ما همیشه بالاس

ولی خب گویا بارون بارید و خیس شد خاطره ها...مرحبا بر دل ابری هوا...هر کجا هستی باش،آسمانت آبی و تمام  دلت از غصه دنیا خالی

بارون بارید و نتونستیم بریم و حیف شد و اینا...

ولی خب گویا قراره بعدی ۸ اردیبهشت هستش که  بکس باید تعیین کنن...

درسته قلعه رو از دس دادم ولی خب به همراه دکتر مروتی و دکتر میر خانی چند دقیقه ای رو تو خیابونا چرخی زدیم و از تجارب دوستان بهره بردیم و به دوستی با این دوستان به خود بالیدیم

پای صحبت این عزیزان نشستیم و بسی بسیار حرفاشون واسمون جالب بود...

واقعا تازه فهمیدم که هشترود چه انسان های بزرگی رو تو خودش پرورش داده

به قول دکتر هر جا که میری یه هشترودی پیدا میشه که آدم با دیدنش به خودش بباله

میتونین به بلاگ دکتر مروتی برین و با نخبه های هشترودی آشنا شین...

ولی خب با  وجود این همه نخبه هنوز هم که هنوزه هشترود هیچ تغییری نکرده و دلیلش هم مهاجرت های بی شمار نخبه های هشترودی هستش که البته این ناشی از سیاسی بازی آقایون و بی مهریشون در قبال این دوستان میشه...

از هنرمند بگیر تا دکتر و مهندس و اساتید که این روزا دوس دارن از هشترود برن و و خییلیاشون هم رفتن ولی خب کسی واقعا اهمیت نمیده که چرا باید اینجوری بشه

به قول حافظ:

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند

شاهبازان طریقت به مقام مگسی...

و اینجوری میشه که هر کی کاندید میشه میگه هشترود و کرج تو یه سال فرمانداری شدن اما کرج کجا هشترود کجا

امیدوارم این وضعیت درس شه...بگذریم

خاطراتی که از دوران کودکی خودشون تعریف کردن بسی بسیار جالب بود.

دکتر مروتی میگفتن که به همراه جناب غلامعلی بخشنده عصر ها میرفتن و سکه میذاشتن رو ریل تا سکه صاف شه و اینا خوش به حالشون بشه

یا مثلا سنگی رو به طرف قطار پرتاب میکردن تا سنگ جرقه بده و باز اینا خوش به حالشون بشه

البته خدمت دکتر عرض کنم که خب ما هم از این کارا میکردیم ولی خب بازیمون این بود که سعی کنیم با یه نیگا کردن عین مرتاضای هندی قطار رو از حرکت متوقف کنیم نه اینکه سنگ جرقه بده و ما خوش به حالمون بشه و اینا که!!!

واقعا صمیمیت و تصویری که اینا از هشترود و دوران بچگیشون به تصویر کشیدن خیلی پاک و زلال و عاشقانه بود...

این دوستان عاشقانه شهرشون رو دوس داشتن و دارن ولی خب عده ای!!!باعث شدن که از این شهر به دور باشن چون جایی برای پیشرفت اینجا وجود نداره

این خاطرات باعث شد که ما هم بعضی از خاطرات خودمون رو اینجا کپی پیست کنیم تا بگیم ما هم هستیم

خاطرات شیرینی که دوران کودکی داشتیم...

البته الانم زیاد بزرگ نشدیما

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

یادتون میاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز...

 

یادتون میاد،سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

 

یادتون میاد،وقتی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد!!!

 

یادتون میاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم؟

 

یادتون میاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

 

یادتون میاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود...

 

یادتون میاد بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم...

 

یادتون میاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون!!

 

یادتون میاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

 

یادتون میاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

 

یادتون میاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن!

 

یادتون میاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

 

یادتون میاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

 

یادتون میاد همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد...


 

یادتون میاد تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه...

 

یادتون میاد  یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان ...

 

یادتون میاد خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !

 

یادتون میاد تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم...

 

یادتون میاد بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم!

 

یادتون میاد اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه... احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه...

 

یادتون میاد با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه!

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هی روزگار...

مردم واقعا الان باید افسوس بخورین به روزای خوش گذشته

واقعا کمی حسرت بخورین

کمی فکر کنین واقعا

دنيا همه هيچ و زندگاني همه هيچ
اي هيچ براي هيچ بر هيچ مپيچ...

الان وقت وقت خودکشی هستش

چرا نشستین واقعا

مردم قبل خودکشی چند تا زنگ تفریح بریم:

 

هيچ لذتي بالاتر از اين نيست که

يه تيکه از سرعت گير کنده شده باشه و تو بتوني چرخ ماشينتو از اونجا رد کني...

خدايا اين لذتارو از ما نگير...

 

خدایـــــــــا !
میشه ما رو امتحان کنی !
ببینیم جنبه پولـــــــدار شدن رو داریم یا نه ؟

 

دقت کردين ؟

دو ساعت پشت تلفن معطلي که گوشي رو برداره، تا ميايي خميازه بکشي يارو ميگه الو!

 

رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
 پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

 

دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. ميگه شما سوال داري؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگيري ...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مردم خیلی خوشحال شدیم که بازم بودیم تا بنویسیم تا پس فردا نگن که بودی و ننوشتی و اینا

چارلی چاپلین یه جمله ای داره که میگه:

چقدر تلاش کردم مردم بفهمند ولي آنها فقط خنديدند...

ایام به کام...


    روزگارا:
    تو اگر سخت به من ميگيري،
    با خبر باش که پژمردن من آسان نيست،
    ليک باور دارم دلخوشيها کم نيست
    زندگي بايد کرد...!

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 


 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 2:3 توسط مسعود اعتضادی| |

مردم سلام

خوبين شما؟

هي روزگار...اين تعطيلات به سرعت گل زدن ايمون زايد به استقلول اومد و رفت و نفهميديم کي اومد و کي رفت

کلي کتاب با خودم آورده بودم که بخونم اما لاي کتابارو هم حداقل باز نکردم ببينم چه خبرا

امروزم که روز طبیعت بود رفتیم گند زدیم به طبیعت اومدیم

امسال بهار دسته جمعی رفته بودیم...ترانه نمیخوندم که؟داشتم حرف میزدم

داشتم میگفتم امسال بهار دسته جمعی رفتیم قلعه ضحاک اینا

واسه یه آتیش روشن کردن کلی درخت  اینا رو قطع کردم و باعث شدم لایه ازن همینطوری ترک برداشتنش سریع تر بشه

دیگه یه روز که هزار روز نمیشه که...

بعد اینکه همینطوری داشتم از طبیعت لذت اینا میبردم که دیدم چند عدد دختر دارن سبزه گره میزنن

مردم واحد شمارش دختر عدد هستش

نمیدونم دیگه به نیت من گره میزدن یا نه ولی خب در حین گره زدن سبزه هاشون یه شعری خوندن که منو بر اون داشت که این شعرشون رو بیام تجزیه تحلیل کنم

اینا میگفتن که:

سال دیگه سیزده به در خونه شوهر بچه بغل...

با خودم فکر کردم دیدم نمیشه که آخه

اولا شوهر کجا بود تو این وضع بد اقتصادی و دلار و نفت و وال استریت و اینا

ثانیا اینکه فرض کنیم اصلا همین فردا شوهر اومد خب بازم با این وضع اقتصادی اینا کم کمش دو سال طول میکشه تا مسکن مهر ثبت نام کنه و یه خونه حالا شاید بدن بسازه یا حالا هر چی و دوسالم سربازی رفتن این و دو سالم گشتن واسه کار پیدا کردن خب الان سال دیگه خونه شوهر رو از کجا اینا میخواستن برن من نیدونم

حالا دو سال هم نامزد بمونن...

خب این بچه بغل دیگه چی بود؟

مردم شاید منظور از بچه در این قطعه ادبی بچه همسایه بود

واقعا اون ور بکس دی جی جنبش وال استریت راه میندازن اینور بکس شاسگول سبزه اینا گره میزنن

تفاوت را احساس کنید

تازه با این وضع میخوان یارانشون ۲۸ هزار تومن نباشه

بگذریم حالا

از فردا بازم درس و مدرسه و کلی چیزای دیگه شروع میشه

چقدر به خوردن و خوابیدن عادت کرده بودیم واقعا

واقعا به نظرم ۱۳ روز واسه تعطیلی کم هستش...

نمیدونم این مسئولین با خودشون چه جوری حساب کردن که فقط ۱۳ روز رو تعطیل کردن

خب یه ماه تعطیل میکردین که رند میشد و ما هم حالشو میبردیم خب

مردم مثل این خسته شدین یه چن تا زنگ تفریح بریم:

 

اس ام اس يک پسر ايراني:

عزيزم ، خوبي ؟! خوبي زندگيم،

کجايي سرت به کي گرمه، که يادي از ما نمي کني؟!

ارسال به

<< گروه دوست دخترام >>

خطا!

تعداد کاربران بيشتر از حد مجاز است...!

 

کبوتر با کبوتر ، باز با باز ؟

پَ نَ پَ الاغ تک شاخ با مرغ مگس خوار

سوسک آفريقايي با نهنگ سرچکشي !

 

روانشناسي رانندگي :

اينايي که وقتي ميشينن تو ماشين حاضرن ۲۰ دقيقه کمربند ايمني رو بگيرن تو دستشون

ولي اين کمربند رو نبندن

کلا آدماي صبورين !

 

الان شما اگه همينطوري بيکار هم نشسته باشيد تو خونه

از نظر پدر و مادرتون، بچه همسايه يا بچه فاميل بهتر از شما بيکار ميشينه!!!

 

مردم لذت بردین از زنگ تفریحات؟

عرض شود خدمتتون که بریم سر موضوع اصلیمون...

مردم من چند روز پیش یه خواب عجیبی رو دیدم که بازم منو بر اون داشت که بیام اینجا تجزیه تحلیل کنم

کلا از این به بعد هر کاری بکنم میام تو بلاگ تحلیل میکنم

خواب دیدم که دوستم منو یه جایی برده و یه نفرم اونجا هستش داره پیشگویی میکنه...

مردم یادم نیس با کدوم دوستم بودم

نوبت ما که شد من رفتم جلو یارو بدون اینکه  سلام اینا بکنه برگشت گفت که تو سه سال و هفت ماه دیگه از عمرت باقی موندهمن هنگ کردم واقعا...

نمیدونم این خواب به نوعی اضغاث احلام بود یا چی اما چند روزی منو به فکر فرو برد

مردم اضغاث احلام یعنی خواب های پریشان

ساختار نوشتاری این کلمه انقد مهم هستش که هر سال تو کنکور این ترکیب رو میدن

داشتم میگفتم!!!واقعا من دوس ندارم بمیرم

حالا کاری با این خواب ندارم اما میخوام تو این دنیا بمونم چون اینور بیشتر حال میده تا اون ور

هر چند قراره دسامبر ۲۰۱۲ دنیا تموم شه اما میخوام از نوح هم بیشتر عمر کنم تا اسمم تو گینس ثبت بشه

آخه اونور مطمئنم اگه برم عمرا اگه بذارن بهشت رو ببینم

کلا زیاد حال نکردم با سیستم خدا

خب همین جهنم رو مثال بزنیم:

آخه یعنی چی که از صبح تا شب تو آتیش بسوزی آخه

بهشت هم همینجوره خب...از صبح تا شب بخورو بخواب و حال کن

خب اینجوری زندگی تکراری میشه آدم حوصلش سر میره خب...

به نظرم اگه مثلا اینجوری میشد که بعد چن روز تو آتیش سوختن بریم بهشت یه چند روزی حال کنیم و بعدش دوباره برگردیم جهنم و به سوختنمون ادامه  بدیم...

اینجوری هم تنوع ایجاد میشد و هم اینکه حداقل میدونستیم که بعد یه هفته سوختن یه دو روز با بکس میریم بهشت صفا سیتی

واقعا پیشنهادات من خیلی خوب هستن اگه استفاده بشه

در مورد همین مرگ دیدین وقتی کسی میمیره میگن هی روزگار...خودش میدونس که میخواد بمیره

این حرف یعنی چی آخه؟

خب اگه خودش میدونس قبلش اطلاع میداد که دوستان اگه تو این تاریخ آب دستتون هستش بذارین زمین اینجانب میخوام بمیرم و ایاب ذهاب وسیله هاشون آماده هستش و اینا

من از فردا تو یه کاغذ قبل رفتن به بیرون میام مینویسم که امروز میمیرم خب بلاخره یکیش درس از آب در میاد و بعدش همه میگن ای ول این عجب آدم خفنی بود خودش میدونس کی میمیره و من کلی خوش به حالم میشه و اینا

مردم میدونین که آدما قبل مردن از خودشون وصیت نامه مینویسن و تقسیم ارثیه میکنن و اینا

من که فعلا دارایی ندارم و همین یه لپ تاپ رو دارم که خب اگه هم مردم با خودم میبرم اونور آب تا گاهی از بهشت کانکت شم و بیام آپ کنم

ولی خب از اونجایی که من اندکی سادیسم دارم چند عددی وصیت دارم که امیدوارم به اینا عمل کنین...

مردم سادیسم یه نوع بیماری مردم آزاری هستش

اینم از وصیت نامه:

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

از بوی گلاب بدم میاد ، یه عطر با بوی مشتی و گرون قیمت برام بخرین حال کنم …

 

نگید این رانی هلو دوست داشت ، سنگ قبرش رو با رانی بشوریدااا ،
حال ندارم ۱۰ساعت بشینم با مورچه ها دعوا کنم، من از مورچه ها دل خوشی ندارم !
 
 
 
آقایون فامیل ، به خاطر من سه متر ریش نزارید ! بد ریخت میشین !!!
اییییییییییییییییییییش

 

خانوم های فامیل ، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید ،آرومتر خود نمایی کنین ...
 
 
 
بجای مراسم ختم یه پارتی بدین... بزن و بکوب به راه بندازین...مردم حال کنن
روحم شاد بشه نمیخوام کسی واسم گریه کنه!
 
 
 
راستی واعظی هم نیارید که واسه فامیل ، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه !!!
 
 
 
به بچه های کلاسمون هم بگید اعلامیه های ترحیم منو همه جای دانشگاه بزنن ،
بلکه از این راه مشهور شدم...
  
 
 
توی درایو E عکس دارم ، خوراک اعلامیه ،عکس پرسنلی نذاریداا ،
اونا جلب ترحم نمی کنه !
 
 
یه وقت ساندیس ماندیس دست فامیل ندیداااا … ساندیس خیلی بده !!!
آب هویج با بستنی بدین هم تقویت بشن و هم جیگرشون خنک بشه ...
تا یه فاتحه درست و حسابی و کامل بدن
 
 
روی خرماها پودر نارگیل نریزید ، هم شکلش خز میشه ، هم بد مزه میشه !
همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده !
 
 
پنج شنبه ها سر خاکم نیایین این چه کاریه ؟
ترافــــیک راه میندازین مردم لعنتم میکنن وااااااااااااااااااا !
 
 

یه ۱۰-۲۰تا عنکبوت بگیرین بذارین روی مبلامون وقتی خانوما

اومدن مجلس ترحیم ببینن بترسن یکم بهشون بخندم روحم شاد بشه قهقهه

 

در ضمن اوناییی که به زور ادای گریه کردن در میارن

یادشون باشه میام توی خواب خفشون میکنم...

 

هنگام خاک کردنم یک بیل کوچک کنارم بگذارید ، شاید دلم براتون تنگ شد !!

 

هنگام تزئین حلوا دست خود را با آب و صابون بشویید !

 

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمیره !

از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !!
 
 
نیشتون چرا بازه؟؟؟
بگین خدا نکنه!!!!!!!!!!!!!!!! وااااااااااااااااااااااااا .... هستم حالا...


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مردم من هستم فعلا

ولی خب اگه یهو دیدین خدا دلش هوای منو کرد و رفتم اونور به وصیتام عمل کنین

کلی واسم اعلامیه و اگهی ترحیم بزنین تا قشنگ جلب توجه کنه

اینم متنش:

جناب آقای مهندس...درگذشت گرامیتان را تسلیت عرض میکنیم...روحتان شاد

پایینشم اسمتون رو بنویسین تا من بدونم کیا تسلیت گفتن و جبران کنم کارشون رو

مردم چند تا زنگ تفریح بریم:

 

دقت کردين !؟

دل ميگه آره، تجربه ميگه خفه...!

 

مسخره ترين سوالي که ميشه از يکي پرسيد:

ميتونم بهت اعتماد کنم ؟!

در تاريخ حتي يک مورد هم نوشته نشده که کسي در پاسخ گفته باشد : نه من
صلاحيت ندارم و آدم امانت داري نيستم

 

دقت کردين وقتي حقيقت رو مي دونين،

گوش دادن به دروغاي طرف مقابل چقدر لذت بخشه؟

 

اينقده بدم مياد وقتي دارم روي آهنگ ميخونم خوانندهه اشتباه ميخونه

 

مردم اینم از مطلب امروز

عرض شود خدمت شما که دیروز رفته بودم خانه مشروطه تبریز...

خیلی موزه باحالی بود و کمی گشتیم و اطلاعاتی رو در این زمینه به دست آوردیم...

یه عکس هم کنار مجسمه یکی از بزرگان آذربایجان انداختم که گفتم بذارم تو بلاگ و ببینین و حالشو ببرین

ایام به کام...


http://im004.shmessenger.org/masoud.etezadi/Photo0083+%281%29+%281%29.jpg

 

زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ...
یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم !!!
 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 19:49 توسط مسعود اعتضادی| |

مردم چطورین؟

چند روزی رو ما نبودیم و کلی اس ام اس اینا فرستادین که کجایی یار محبوبم کجایی کجایی

جاتون خالی رفته بودم ارومیه صفا سیتی

خیلی خوش گذشت واقعا

ولی خب علاوه بر این خوشی به قول پیازچه چندین عدد افاضات داریم که باید عرض کنیم

از تبریز که به سمت ارومیه در حرکت بودیم از راهی اومدیم که دریاچه ارومیه دیده میشد...

آخرین باری که ارومیه بودم حدود ۱۰ سال پیش بود و زمانی بود که ۱۰ سال داشتم

البته درسته من ۱۰ سال داشتم اما کلا واسه خودم خیلی بودم اون زمونا

یادمه دریاچه ارومیه واقعا دریاچه بود...

اما الان شبیه یه حوض شده

اسمش رو حوض ارومیه بذاریم بهتره...

متاسفانه بسی بسیار نمک همه جا رو فرا گرفته و به هیچ وجه شباهتی به یه دریاچه نداره...

اونطور که دوستان میگفتن اگه وضع به همین منوال پیش بره بخش هایی از زنجان و تبریز و ارومیه باید تخلیه بشن چون باد میزنه و طوفان نمک به راه میفته و فوقع ما وقع...

امیدوارم زودتر به این مسئله رسیدگی بشه...

وارد ترمینال که شدیم یه چیزایی جالب بود

من وقتی از هشترود به اردبیل میرم یا برمیگردم مسیر طوری هستش که به هیچ وجه ترمینال نمیبینم و زیاد با جوش آشنا نیستم...

به محض اینکه از اتوبوس  پیاده شدم چند نفری ریختن سرم:

آقا تاکسی میخوای؟تاکسی دربست آقا؟گفتم نه نمیخواد...

بعد یکی دیگه اومد گفت مهندس تاکسی میخوای؟ازش خوشم اومد...

یکم دیگه که جلوتر رفتیم بازم چند نفری ریختن سرمون...

ناگفته نماند که با دوستم رفته بودیم و اون رفت که نامزدش رو ببینه منم رفتم دوستام رو ببینم

هی روزگار...مردم میرن نامزدشون رو میبینن ما هم...بازم هی روزگار...

داشتم میگفتم بازم چن نفری ریختن سرمون...

تهران حرکت...بدو بیا وی آی پیتبریز حرکتمهندس تهرانین؟

دیدم اینجوری نمیشه و من اگه بخوام به همه اینا جواب بدم کلی خسته میشم و اینا...

اینبار من خواستم اونارو اسکل کنم...

یکم رفتم جلوتر یکی اومد گفت داداش هارا گدیسن؟گفتم فارسی بحرفین...گفت تهرانی؟بیا داداش الان میخوایم حرکت کنیم...

منم گفتم نه آقا کهکیلویه و بویر احمد بیلیتاشو کجا میفروشن؟

اینبار دیگه من اینارو اسکل کردم و کلی خندیدیم و اینا تا اینکه نامزد آقا اومد

نامردا جلوی من یه تیکه از صحنه تایتانیک رو به صورت زنده اجرا کردن منم فقط با خودم گفتم هی روزگارخیلی نامردن...

به هر حال اینارو سپردمشون به خدا و اومدم پیش دوستان...

بعد از ظهر خواستیم یه سری به بیرون بزنیم که بکس پیشنهاد دادن بریم خیابون خیام...

آقا ما رفتیم...یه لحظه حس کردم لس آنجلس هستم

خیلی جای باحالی بود...یه خیابون و این همه کلاس؟ایول واقعا

به هر حال چند روزی ارومیه موندیم و خوردیم و خوابیدیم و گشتیم یه سر هم به تاناکورا اینا زدیم

البته فقط سر زدیم و چیزی نخریدیم...

ولی نکته جالب اینجا بود که هر چی آدم با کلاس بود از تاناکورا خرید میکرداوج پارادوکس

اوه خسته شدین چند تا زنگ تفریح بریم:

 

تـــا حـــالا دقــــت کـــرديــــن !؟
شـــانـــــس يــــه بـــار در خــونــه آدمـــو ميــــزنـــه ,
بَـــدشــــانـــســـي دســـتـــش رو از روي زنـــگـــــــ بـــر نـــميـــداره ,
بـــدبــَـخـــتـــي هَـــم کـــه کـــلاً کـــليــد داره . . . . . .

 

تفکر بعضي دختران امروزي:
دوست داشتن کسي که ماشين شاسي بلند ندارد، اسراف  محبت است..

 


کي ميتونه جواب بده:
از96 ماهي شما 55 تا غرق شد چند تا ماهي داريد؟
.
.
.
.

.
.

بله ؟؟ مشغول جمع و منها بودي؟
تقصير اين مدرسه ها است که عمر شما را به فنا داده اند
الانم شدين مثلاً دانشجو !
تا حالا کسي شنيده که ماهي غرق بشه؟
واقعاً که......
عجبــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!!!!
 


 
شيشه ي پنجره را باران شست...
.
.
.
.
.
مونده شستن فرشا و پرده هاو گرد گيري اتاق ها.. که اونم خدا بزرگه!!!?

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نزدیک عید هستیم و بازم یه سال تمویمد...

آخرین روز کلاسمون استاد دینامیک اومد گفت که عید رو به همه شما تسلیت میگم

گفتیم استاد این جا تبریکته؟

گفت بله دیگه تبریک رو واسه اونایی میگن که سال پر باری رو داشته باشن نه مثل شما که نصف کلاستون مشروطید

واقعا بیاین یه دقیقه به این فکر کنیم که سال ۹۰ سال پرباری بود؟

اصلا تونستین کار مفیدی انجام بدین؟

واقعا چیکار کردین؟

فکر کنم با این حرفام همتون متحول شدین خفن

بیخی بابا اصلا فکر نکنین...به آینده بفکرین و سال ۹۱ که گویا سال نهنگ هستش

گفتم نهنگ یاد یکی از دوستان افتادم که وقتی با هم چت میکنیم و اون دیر پی ام میده و هنگ میکنه من میگم نهنگکه امسالم به افتخار ایشون نامگذاری شده گویا

نیمدونم دقت کردین یا نه اما این عیدای جدید به هیچ وجه حال و هوای اعیاد قدیم رو نداره...

حتی چهارشنبه هامونم زیاد شباهتی به اون روزا نداره...

قبلا گویا از کرسی اینا استفاده میکردن اما الان از این خبرا نیس با

تا چند سال قبل هممون منتظر این میشدیم که فیلمای عید رو نگاه کنیم اما الان قبل اینکه خود کارگردان فیلم رو بسازه بچه های دانشگاه با فلش میارن تحویل میدن و ما هم میبینیم و اینا

قبلا و زمان ما کلی مشق و پیک شادی و اینا تحویلمون میدادن و عید رو کوفتمون میکردن اما الان بچه ها به معلم ها تکلیف عید میدن

اون زمان بچه ها تو عید از لباسای نو و جدیدشون رو نمایی میکردن اما الان بچه ها هر روز یه لباس جدید میپوشن و دیگه منتظر این نمیمونن که عید بیاد و لباسی تازه کنن و اینا

یادمه مردم میذاشتن عروسی هاشون رو تو عید انجام میدادن اما الان گاها میبینیم که تو خود محرم صفر هم نامزد میکنن و گاها گیزی قاچیردیلار

کلا جو همه چی عوض شده و حتی تعطیلاتم زیاد به چشم نمیاد چون همینجوریشم ما دانشگاهو میپیچونیم و نیازی به ۱۳ روز تعطیلات نداریم

 

 بوی عیدی بوی سیب بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ نو
بوی یا
س جانماز ترمه‌ی مادربزرگ
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ لای کتاب
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت ‌شده تو گنجه‌ها
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی
با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی ‌مو در می‌کنم

 

ولی خداییش خیلی حال میده ها خوردن و خوابیدنو آجیل خوردن و عیدی گرفتن

البته متاسفانه تو سنی هستم که نه میتونم عیدی بگیرم و نه میتونم عیدی بدم

هر چند وقتیم کوچولو بودم چیز خاصی ندیدم...نهایتش از این ۲۰۰ تومنیا میدادن...درسته اون زمون ۲۰۰ تومن خیلی زیاد بود ولی خب بازم کفاف خرج و مخارج منو نمیداد

یه چند تا زنگ تفریح بریم:

 


حــــــوّا ؟
تــــــــو !!
مگـــــر سـيب را پـــوسـت کـــندي ،
خــــوردي !
کـه دنــــيـا اينـچـــنين ،
پــــوست ِ مـــا را مي کَـــنَد !!؟

 


گفتگوي دو دختر پاي تلفن:

سلام عشقم، قربونت برم. چطوري عسل؟ فدات شم... مي بينمت خوشگلم... بوس بوس بوس


گفتگوي دو پسر پاي تلفن:

 بنال... گوسفند مگه نگفتي ساعت چهار مياي؟ د گمشو راه بيفت ديگه گاومیش......... و..........بوووووووووووق ! ( شرمنده زير ۱۸ سال از اينجا رد ميشه بالاخره )

 

بعد از قطع کردن تلفن :


دخترها:

واه واه واه !!! دختره ايکبيريه بي فرهنگ چه خودشم ميگيره اه اه اه انگار از دماغ فيل افتاده حالمو بهم زد

پسرها:

 بابا عجب بچه باحاليه اين... خيلي حال ميکنم باهاش خيلي با مرامه  دمش گرم !


مشـــغول رانندگي تو جاده ام
از فاصله دور پلـــيس واسم دست تکون ميده و ابراز ارادت ميکنه !
خيلي آدماي با محبتي هستــن !
چطوري از اين فاصله منو شــــناختن !؟
يکيشون جوگير ميشه تا وسط جـــاده مياد!
 با حرارت خاصي واسم دست تکــون ميده !!
چراغ ميزنم و با حرکت دست به ابراز علاقه شون جـــواب ميدم !
دفترچه و خودکار تو دستشه ؛
ميخواد ازم امـــضا بگيره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد !
اشک تو چشام حلقه ميزنه از اين همه احساسات پاک و بي آلايش

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سال ۹۰ هم با همه خوبی ها و بدیاش تمومید و امیدوارم همتون سالی پر از موفقیت داشته باشین

فقط این وسط من یه شفاف سازی بکنم:

بنده امسال قصد ازدواج ندارم ، لطفا سبزه ها رو به نیت یکی دیگه گره بزنید !

حال میکنین اعتماد به نفس رو؟

 

بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک،
شاخه‌هاي شسته، باران‌خورده پاک،
آسمانِ آبي و ابر سپيد،
برگ‌هاي سبز بيد،
عطر نرگس، رقص باد،
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوتِ گرم کبوترهاي مست
نرم ‌نرمک مي‌‌رسد اينک بهار
خوش به‌حالِ روزگار...

عاشقان عیدتان مبارک

 

در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند: حرف حساب جواب ندارد...

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 1:58 توسط مسعود اعتضادی| |

ملت سلام

گفتم تو سلام دادن یکم تنوع اینا ایجاد کنم

خوبین؟چه خبرا؟با پس لرزه های انتخاباتی چیکار میکنین؟

خب بعضیا از عرش به فرش میان و بعضیا هم از فرش به عرش و بعضیا هم همونی میشن که بودن...

من دسته سوم رو بیشتر دوس دارم

از بحث انتخاباتی بگذریم چون تحلیل گرا این وظیفه رو بر عهده دارن...

این پست رو هم زدم تا بیاد بالای پستی که سیاسی نوشته بودم و یه جورایی مسیر وب رو به همون حالت اولش برگردونم

هی روزگار...

نزدیک عید هستش و همه منتظرن که سال تحویل بشه...

ما هم اینجا دانشگاه رو دو دره میکنیم و میریم صفا سیتی

چون من و همکلاسام معتقدیم که اون چیزی که از دانشگاه واسمون میمونه همین صفا سیتی ها هستش وگرنه درس واسه هیشکی نمونده و نخواهد موند

به شما هم توصیه میکنم درس نخونین

مگه ما خوندیم کجا رو گرفتیم که شما بخونین و همون جا رو بگیرین!!!!!هان؟

ما مهندسا تو دانشگاهمون با استفاده از مهندسی معکوس موفق به ساخت سرنشین بدون هواپیما شدیم

اینجورکیاس

از هشترود هم خبر رسیده که گویا الان دو روزه مدارس تعطیله و اینا خوش به حالشون میشه و از این حرفا

یادمه اون زمان تا کمر برف میبارید اما ما رو تعطیل نمیکردن...

تازه میگفتن از آسمون سنگ هم بیاد باید بیاین و علم یاد بگیرین

واسه همینه دیگه ما اینقد سفت بار اومدین و ژیگولای امروزی ژیگول شدن...چی گفتم

کلا ترم جدید که اسفند شروع میشه ترم محسوب نمیشه...

اسفند میایم و ۱۵ روز درس میخونیم و بعدش تعطیل میکنیم و از اونورم فروردین رو میزنیم زمین و اردیبهشت رو میایم و خرداد هم که فصل امتحانات هستش و جمعا خیلی بشه دو ماه مفید درس میخونیم

با این وضع انتظار دارین سرنشین بدون هواپیما نسازیم پس چی بسازیم؟

واقعا خیلی دانشجوهای مستعدی هستیم ماها...

بگذریم...

نکته بعدی اینکه متاسفانه این روزا با اسم من میرن این ور اونور کامنت میذارن و با اسم دیگرانم میان به من کامنت میذارن

من همین جا اعلام میکنم که به بلاگای حساس با رمز کامنت میذارم و بلاگای حساس هم رمزی تعیین کنن واسه این امر...حالا منظور از حساس چیست بماند

نیدونم این وسط بعضیا چرا این کارارو میکنن...

البته به تازگی کشف کردم که اینا بیماری مازوخیسم دارن

مازوخیسم شدیدتر و بدتر از سادیسم هستش و یه بیماری خودخوری محسوب میشه

حال میکنین اطلاعات پزشکی رو؟

من باید دکتر میشدمالبته به مهندس بودنم راضیم

خب چند عدد زنگ تفریح بریم و بیایم:

 

يه دونه ازين سوسک ريزا هست ...

هر شب ساعت 12 که ميشه مياد رو ميزم راه ميره ...

هي وايميسته نگام ميکنه باز راه ميره...

منتظرم يه شب روي اون غرور مسخرش پا بذاره ...

و بگه عاشقم شده ...

 

عمو زنجير باف جان ...

ضمن عرض سلام و خسته نباشيد جهت زحمات بي دريغ شما بزرگوار . . .

يه گِلگي داشتم از حضورتون . . .

شما که زنجير ما رو بافتي ؟؟؟

بعله ؟؟؟

پَس چرا پشت کوه انداختي ؟ …

مشکلتون دقيقاً چي بود ؟؟؟

مرض داشتين ؟؟؟

 

ميدونيد جمله ي
 
“اوکي … بازم دست درد نکنه”
 
به چه معنيه ؟
 
همون مودبانه ي
 
“خاک تو سرت … بازم به هيچ دردي نخورديه”!

 


رابطه هاى امروزى جوري شده که

مى تونيد به همديگه دست بزنيد

ولى نمى تونيد به گوشى هاى همديگه دست بزنيد !

 

بریم سراغ مطلب اصلیمون...

اول از همه این مطلب رو تقدیم میکنم به یکی که این مسئله باعث شده بود چند روزی رو با هم قهر باشیم و به خیر گذاشت خلاصه

چندی پیش یعنی حدودا دو ماه پیش تو هشترود یه همایش قرآنی برگزار شد...

البته متاسفانه همایش های هشترود بیشتر شبیه نمایش هست تا همایش

همه کاری میکنن جز برگزاری همایش

خب داشتم میگفتم همایشی برگزار شد با اسم همایش بزرگ قرآنی...

دعوتنامه ای به دست من رسید با این مضمون:

قرآن بخونین...جایزه بگیرین

اینجا بود که حس گل آقایی من گل کرد و گفتم حتما باید یه مطلب در این مورد بذارم ولی خب چون یه جورایی همزمان شد با انتخابات واسه همین این مطلب دیر شد

رو دعوتنامشون نوشتن بودن قرآن بخونین جایزه بگیرین...

با خودم گفتم که واقعا اینا چرا باید بچه ها رو با جایزه به قرآن خوندن تشویق کنن؟

چرا زمینه ای رو به وجود نمیارن که بچه ها و حتی بزرگ تر ها عاشقانه به سمت قرآن بیان...

حتما باید جایزه ای در کار باشه؟

البته نفس کار مهد قرآن هشترود خیلی خوب بود و برگذاری این همایش واقعا زیبا بود اما خب این جایزه دادنا یکم قضیه رو لوث کرد...

حتی کسی رو دیدم که متاسفانه واسه خاطر اینکه قرآن خونده بود و جایزه نداده بودن بهش تصمیم گرفته بود از لج اینا هم که شده دیگه قرآن نخونه

همینه دیگه...

اگه با جایزه دادن کسی رو به دین و مذهب تشویق کنین مطمئن باشین کسایی هم پیدا میشن که چیزای بهتری از جایزه شما میدن و اونارو از دین منحرف میکنن

دکتر شریعتی که جملاتش در هر زمینه ای معروف هستش در مورد قرآن و اینا هم جملاتی رو گفته که تو بلاگ میارم تا شما هم بخونین و استفاده کنین...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


قرآن کتابي است که با نام خدا  آغاز مي شود و با نام مردم پايان مي پذيرد.کتابي آسماني است اما  ــ بر خلاف آنچه مؤمنين امروزي مي پندارند و بي ايمانان امروز قياس مي کنند  ــ  بيشتر توجهش به طبيعت است و زندگي و آگاهي و عزت و قدرت و پيشرفت و کمال و جهاد !


کتابي است که نام بيش از ۷۰سوره اش از مسائل انساني گرفته شده است و بيش از ۳۰سوره اش از پديده هاي مادي و تنها  ۲ سوره اش از عبادات ! آن هم حج و نماز  !
 
کتابي است که شماره آيات جهادش با آيات عبادتش قابل قياس نيست …


کتابي است که نخستين پيامش خواندن است و افتخار خدايش به تعليم تعليم انسان با قلم…آن هم در جامعه اي و قبايلي که کتاب و قلم و تعليم و تربيت مطرح نيست …


 اين کتاب از آن روزي که به حيله دشمن و به جهل دوست لايش را بستند ، لايه اش  مصرف پيدا کرد و وقتي متنش متروک شد ، جلدش رواج يافت و از آن هنگام که  اين کتاب را ــ که خواندني نام دارد ــ ديگر نخواندند و  براي تقديس و تبرک و اسباب کشي بکار رفت ، از وقتي که ديگر درمان دردهاي فکري و روحي و اجتماعي را از او نخواستند، وسيله شفاي امراض جسمي چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بيداري رهايش کردند، بالاي سر در خواب  گذاشتند وبالاخره، اينکه مي بيني ؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندايش از قبرستان هاي ما به گوش مي رسد...


قرآن !  من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگي ساخته ام که هر وقت در کوچه مان  آوازت بلند مي شود همه از هم مي پرسند  ” چه کس مرده است ؟ “
چه غفلت بزرگي که مي پنداريم خدا تورا براي مردگان ما نازل کرده است  .


قرآن ! من شرمنده توام اگر تورا از يک نسخه عملي به يک افسانه موزه نشين  مبدل کرده ام.

يکي ذوق مي کند که تورا بر روي برنج نوشته ،‌ يکي ذوق ميکند که تورا فرش کرده ، ‌يکي ذوق مي کند که تورا با طلا نوشته ، ‌يکي به خود مي بالد که تورا در کوچک ترين قطع ممکن منتشر کرده و …  آيا واقعا خدا تورا فرستاده تا موزه سازي کنيم ؟


قرآن ! من شرمنده توام اگر حتي آنان که تو را مي خوانند و تورا مي شنوند ،‌ آن چنان به پايت مي نشينند که خلايق به پاي موسيقي هاي روزمره مي نشينند  ! …  اگر چند آيه از تو را به يک نفس بخوانند مستمعين فرياد مي زنند ”   احسنت …!  ” گويي مسابقه نفس است  …


قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به يک فستيوال مبدل شده اي حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ، ‌يک معرفت است يا يک رکورد گيري ؟  اي کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کني ، تا اين چنين تو را  اسباب مسابقات هوش نکنند  .

خوشا به حال هر کسي که دلش رحلي است براي تو  .

آنان که وقتي تو را مي خوانند چنان حظ مي کنند ،‌ گويي که قرآن همين الان به ايشان نازل شده است .

 آنچه ما با قرآن کرده ايم تنها بخشي از اسلام است  که به صليب جهالت کشيديم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

بله دوستان واقعا متحول شدین الان؟

خیلی خوب گفته بود دکتر شریعتی...

واقعا تو محافل میبینیم که میپرسن قرآن چند تا حرف داره؟از چند تا کلمه تشکیل شده...

بابا به جای اینا بگین که قرآن چه پیامی داره؟اصلا واسه چی بین ما هستش؟

همیشه دیدیم کسایی و حتی خود من که وقتی میخوایم قرآن رو باز کنیم کلی وضو اینا میگیریم و قرآن رو میبوسیم و کلی احترام میذاریم ولی خب در حالت کلی به گفته های همین قرآن گوش نمیدیم

البته من قصدم نصیحت یا چیز دیگه نیستا...من خودم بدتر از شما هستم

قبلا زیاد قرآن میخوندم و البته بیشتر تو زمینه تفسیرش کار میکردم ولی روزمرگی هام باعث شد که دور بیفتیم دیگه کلا


نگوکفراست... 

 نميخواهم خدايم بيکران باشد   

نميخواهم عظيم وقادرورحمان

نميخواهم که باشداين چنين آخر

 خدارالمس بايدکرد.......

نگوکفراست.... 

 خدا را ميتوان درباوري جا داد

 که دراحساس ايمان غوطه ورباشد

خداراميتوان بوييدواين احساس شيريني ست

نگوکفراست..... 

که کفراين است که

ماازبيکران مهرباني هابراي خودخدايي لامکان وبي نشان سازيم

خدارادرزمين وآسمان جستن نداردسودي اي آدم

 توبايدعاشقش باشي وبايدگوش بسپاري به بانگ هستي وعالم که

درهرخانه اي آخرخدايي هست

نگوکفراست..... 

اگرمن کافرم،باشد

نمي خواهم خدايا زاهدي چون ديگران باشم

نمي خواهم خدايم را به قديسي بدل سازم که

 ترسي باشدازاودردل وجانم

نگوکفراست.....

که سوگنديادکردم من به آب وخاک وآتش بارها اي دوست....

خدا زيباترين معشوق انسان هاست

خدارانيست همزادي که اويکتاترين،عاشق ترين معبودانسان است....

 

واقعا تو خیلی از مسائل دچار انحطاط شدیم و شاید باعث شدن که اینجوری بشیم...

چرا باید واسم مهم باشه که وقتی میرم دستشویی با پای چپ برم یا راست؟اصلا من با کله میرم

به ما چه که کفن میت چند تیکس؟

من دوس دارم چاییم رو فوت کنم...اینجوری راحت ترم...خب مکروه هس که هس

میدونین ما تو انجام واجباتش موندیم لطفا این همه گیر ندین که این مستحب این مکروه هستش و اینا...

متاسفانه همیشه کاری کردن که ما از خدا بترسیم...

هر جا رفتیم و هر کاری کردیم کسی نگفت که خدا اینقد مهربونه که هر گناهی بکنین میبخشه

البته گفتنا ولی خب بیشتر ترسوندنمون...

اوه مثل اینکه خسته شدین

چند تا زنگ تفریح:


 والا ما بچه بوديم همش اون خانوم مجري مهربونه بودا خانوم رضايي!

ميگفت: شما...

مام ميگفتيم: ما؟

ميگفت:

بعله شما که نزديک تلويزيون نشستي، يکم برو عقبتر بشين!

مام ميرفتيم عقب!

بعد ميگفت: يکم عقبتر!

آقا مام تا نزديکيهاي در ورودي ميرفتيم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..!

يعني يه همچين اسکولاي دوست داشتني اي بوديم ما..!

 

خدايا من خودم برات يه جعبه سيب ميخرم ...

ديگه زشته ، بسه ديگه ...

بيا با هم دوس باشيم ...

روي همديگرو ببوسيم !

حله ؟؟!

بيايم بهشت ؟؟؟

  

هميشه معذرت خواهي به معناي غلط کردم نيست

گاهي يعني خفه شو

 

دوستان این زنگ تفریحا صرفا واسه این هستش که حال و هواتون عوض بشه ها...

چون میدونم همتون افسرده هستین واسه همین اینارو میذارم

یه وقت به خودتون نگیرینا

بعد اینکه چند روز پیش رفتیم بودیم کارگاه...

گفتم دو تا عکس بگیرم تحویلتون بدم تا ببینین من چه مهندسی هستم

اینم دو تا عکس از یه مهندس مکانیک ماشین آلات کشاورزی::

 http://im004.shmessenger.org/masoud.etezadi/DSC01708.jpg

 

http://im004.shmessenger.org/masoud.etezadi/DSC017131.jpg

 

خدايا

جاي سوره اي

به نام " عشق " در قرآنت خاليست ...

که اينگونه آغاز ميگردد :

و قسم به روزي که قلبت را مي شکنند ،

و جز خدايت

مرهمي نخواهي يافت ...

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 22:12 توسط مسعود اعتضادی| |

دوستان سلام...وقت بخیر

بلاخره انتخابات تمومید و نتایج مشخص شد و کارناوال های شادی برپا شد و کلی اتفاقات دیگه افتاد و قراره بیفته و اینا

از اینکه دو پست اخیر کمی حالت سیاسی گرفت از این بابت معذرت...

این بلاگ به هیچ وجه اهداف سیاسی نداره و نخواهد داشت و به هر حال این دو پست دیگه سیاسی شد دیگه

قبل اینکه وارد نقد و بررسی انتخابات هشترود بشیم جا داره تبریک بگم به پوریا مروتی که اولین تکواندو کار نونهالی  بود که موفق شد کمربند مشکی دان ۳ این رشته رو اخذ کنه

ولی خب گویا اینقد مسئولین و دوستان سرگرم انتخابات و مسائل انتخاباتی بودن که کلا این موضوع مهم یادشون رفته...

و البته تربیت بدنی هشترود هم که متاسفانه کمی در این زمینه گویا کوتاهی کرده و به جای تقدیر از این تکواندو کار به نوعی این مسئله رو خواسته خیلی کوچیک جلوه بده و صرفا با زدن یه بنر سر و ته قضیه رو هم بیارن...

به هر حال واسه پوریای عزیز و تمام افتخار آفرینان هشترود آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم حمایت های لازم از این نخبه های هشترود به عمل بیاد

و اما انتخابات:

انتخابات هشترود این بار واقعا نتایجش خیلی عجیب بود...

حداقل واسه من عجیب بود

چند روز آخر رو که اومده بودم هشترود و از نزدیک به روستاها سر زدم و خواستم یه آماری دستم باشه نتایج رو پیش بینی کردم...دقیقا میزان آرایی که تخمین زده بودم واسه کاندیداها به جرات میتونم بگم در تمام موارد درست بود به جز تعداد آرا جناب شیری

اختلاف آرا بین آقای شیری و جناب اسماعیلی واقعا زیاد بود...

آقای شیری ۲۶۷۸۴

آقای اسماعیلی ۱۵۰۰۰

و بقیه آقایون هم آرا پایین تر از این رو داشتن و آقای امینی نزدیک ترین فرد به اینا حدودا ۷ هزار رای آوردن...

اون چیزی که قبل انتخابات پیش بینی کرده بودم دقیقا همین آرا بود اما هرگز فکر نمیکردم آقای شیری ۲۷ هزار رای بیارن....

البته عوامل متعددی این وسط به پیروزی ایشون کمک کردن

اون چیزی که اتاق فکر آقای شیری معتقد بودن این بود که اگه ۴۰ درصد آرا رو از قره آغاج بیارن کار تموم هستش و اینا پیروز میشن...

اما خب خیلی بیشتر از ۴۰ درصد کسب کردن و به نظرم اینبار قره آغاج تعیین کننده سرنوشت بود همونطور که قبلا برای جناب اسماعیلی تعیین کننده بود

نکته بعدی در این پیروزی داشتن اتاق فکری قوی و نظم فوق العاده تو ستاد آقای شیری بود...

چند باری که به این ستاد رفته بودم چند اتاق در نظر گرفته بودن که یکی اتاق کامپیوتر بود یکی اتاق پشتیبانی و ...

نظمی که تو ستاد انتخاباتی آقای شیری تو برگزاری جلسات و سخنرانی ها دیدیم هرگز این نظم و انظباط تو ستاد جناب اسماعیلی نبود...

من شخصا چند باری به ستاد آقای اسماعیلی گفتم که به هیچ وجه این بی نظمیتون نمیتونه نتیجه بیاره و شد آنچه شد...

مسئله دیگه اینکه آقای شیری برنامه های خودش رو تقریبا از یه سال پیش شروع کرده بودن و به نوعی با یه برنامه ریزی بلند مدت به استقبال این انتخابات اومدن و این باعث شد که به نتیجه دلخواه برسن و اینکه استمرار ایشون و کنار نکشیدن ایشون و ثبت نام برای بار ۴ ام باعث شد که مردم به این نتیجه برسن که ایشون واقعا تو تصمیم خودشون راسخ هستن...

و یکی از نکات مهم خواست مردم بود و مردم معتقد بودن که هشترود نیاز به حال و هوای تازه ای داره...

هم جناب شیری و هم آقای اسماعیلی خیلی با شخصیت و انسان های بزرگی هستن ولی خب همونطور که فرد رو با دوستاش میشناسن نماینده رو هم با کسایی که رییسشون میکنه میشناسن...

متاسفانه افرادی که توسط جناب اسماعیلی دارای پست و مقامی شده بودن در اکثر موارد با مردم بد رفتاری میکردن و این باعث شد که مردم از این وضعیت خسته بشن و یه موج اتحادی رو تشکیل بدن و نماینده سه دوره قبلشون رو دوباره انتخاب نکنن...

و اینکه جناب شیری از فضای سایبری هم تونستن استفاده کنن...

وجود بلاگ افشاگر و مخالف نماینده قبلی به اسم گل آقا تو تغییر نتایج خیلی تاثیر داشت...

خواه ناخواه بلاگ گل آقا حتی اگه وابسته به جناب شیری هم نباشه کاری کرد که خیلی از مردم نظرشون در این مورد تغییر کنه...

این بلاگ با افشاگری ها و مخالفت ها علیه آقای اسماعیلی موجی از اتحاد رو بین مردم تشکیل داد و با داشتن آماری روزانه ۳۰۰۰ بازدید در بسیاری از موارد آرا مردم رو تغییر داد...

اختلاف آرا به حدی هس که نمیشه گفت شانسی رای آورد و تقلب کرد و از این حرفا...

یکی از دوستان میگفت که مردم هشترود اکثرا شبیه مردم کوفه هستن و اون چیزی که به زبون میارن با اون چیزی که تو برگه رای مینویسن زمین تا آسمان فرق داره...

ولی خب اینبار به هیچ وجه اینطوری نبود و اگه هم اینطوری بود مردم اینبار به نفع آقای شیری رای دادن تا ایشون با اختلاف آرا پیروز بشن و برای ۴ سال صندلی سبز رو از آن خود کنن...

به هر حال بازم به جناب شیری و مردم هشترود تبریک میگم که مسلما برنده واقعی مردم هشترود بودن با مشارکت ۸۸ درصدی...

از ۶۰ هزار واجد شرایط ۵۲ هزار رای دادن و نشون دادن سرنوشت شهرشون واسشون مهم هستش

و نکته مثبت انتخاب آقای شیری این هستش که ایشون وابسته به جبهه متحد اصولگرایان هستن که فکر کنم تا این لحظه بیشترین قدرت رو تو مجلس دارن و این میتونه به نفع هشترود تموم بشه که نماینده ای رو به مردم میفرسته که حزبش بیشترین قدرت رو تو تصمیم گیری ها داره...

به هر حال خیلی خوب میشه اگه آقای شیری انتصابات رو از روی شایسته سالاری انجام بدن و واسشون فرقی نداشته باشه که چه کسایی بهشون رای دادن و چه کسایی رای ندادن...

الان به نظرم وقت اتحاد تمام هشترودی ها هستش و امیدوارم هشترودی آباد رو از این به بعد شاهد باشیم...

دوستان از چند روز دیگه این بلاگ مطالب عادی خودش رو ادامه خواهد داد و دیگه شاهد مسائل سیاسی نخواهیم بود چون بلاگ گل آقا به حد کافی رو این مسائل زوم خواهد کرد...

ایام به کام

از حادثه لرزند بسي کاخ نشينان

ما خانه بدوشان غم سيلاب نداريم...

 

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 15:2 توسط مسعود اعتضادی| |

دوستان درود

اول از همه بگم که این پست با پست های دیگه فرق میکنه و صرفا نقدی بر انتخابات هشترود هستش و خبری از خنده اینا نیس

متاسفانه بلاگ گل آقا فیلتر شد

شاید برخی نتونستن فعالیت این بلاگ رو تحمل کنن...

به هر حال دوستان گل آقا از بلاگفا به لاکس بلاگ تغییر آدرس داده و همچنان فعالیاتاشو دنبال میکنه...

8roody.loxblog

بگذریم...

دیشب ساعت ۸ رسیدم هشترود و خسته و کوفته رفتم بیرون

از ۱۰ روز پیش دوستان هی اصرار میکردن که بیا هشترود ببین چه خبره

اردبیل و هشترود رو با هم مقایسه کردم دیدم زمین تا آسمون فرق میکنه...

تو اردبیل که چند ستادی رفتم مردم خیلی آروم نشسته بودن و چای میخوردن و بحث سیاسی بود...

و یه قسمتی هم آهنگای دیجی گذاشته بودن واسه دختر و پسر و تقریبا شبیه پارتی بود

و از شعار و اینجور چیزا اصلا خبری نبود!!!

و اما هشترود...

آقا دیروز که رفتم بیرون واقعا چیزای عجیبی مشاهده کردم

عده ای خیابون رو کلا گرفته بودن و انگاری خیابون مال باباشون بود...

جلوی ماشینارو میگرفتن و میگفتن یا(مهدی...علی...محمد...زهرا)

بعضیا تهدید میکردن...بذار انتخاب بشیم و اونوقت میدونیم با شماها چیکار کنیم

بعضیا فقط واسه تماشا اومده بودن...

و بعضیا شعار میدادن:

یرالمالار پاتادی...

مردم هشترود تو یه چیزی که خفن استعداد دارن همین شعار درس کردن هستش

و کلا خفن آشفته بازاری شده هشترود...

چند نکته ای دیدم که واقعا قابل تامل بود:

جمعیتی که دیشب دیدم هرگز تو روز عاشورا از وقتی که به دنیا اومدم ندیده بودم

اینا اینقدری که واسه کاندیدا ارزش قائل هستن واسه حسین ...چی بگم آخه؟

نکته بعدی نشون دادن سیاهی لشکر تو تمام ستاد ها بود...

جمعیت دیروز هشترود رو بیشتر اهالی روستاهای همجوار تشکیل داده بودن و صرفا جمعیت هشترود نبود...

و البته این وسط از بچه ها هم استفاده کرده بودن

بچه هایی که اصلا حق رای ندارن و کم  سن و سالن ریخته بودن تا نشون بدن که بله ما این همه طرفدار داریم...

من دیشب تو دو ستاد مطرح شهر رفتم تا یه آنالیزی کرده باشم...

تو هر دو ستاد وعده های شام و نهار و پول و خیلی امکانات رفاهی تفریحی نظیر استخر و سونا و جکوزی و اینا داده بودن و روستاییان عزیز رو ریخته بودن شهر

چرا نمیدونین که سیاهی لشکر نشون دادن فایده ای نداره و اونی که قراره به هر کی  رای بده میده و با این کارا نظر کسی تغییر نمیکنه!!!

تازه تو یکی از ستادا امشب یه برنامه ای قرار اجرا بشه واسه سیاهی لشکر:

فیلم جومونگ رو که حتما دیدین؟

قراره که قوای پیشتاز از جلو حرکت کنه و تو ۴ راه بشینن زمین و اونایی که ته صف هستن پاشن تا مردم ببینین که چقدر طرفدار دارن این دوست عزیزتقریبا یه چیزی شبیه گرفتن یه عکس هوایی میشه

به هر حال بعد سخنرانی اساتید وقت اون شد که  طرفدارای نامزد مورد نظر بریزن بیرون و...

بیچاره نیروی انتظامی واقعا...

نمیدونه جلوی اینور رو بگیره یا اونورو یا ...

دیشب شاهد یه درگیری بودم که زدن از پیشونیه...خون اومد 

مردمی که تا ۱۰ روز پیش دوست همدیگه بودن الان واسه همدیگه چاقو میکشن اونم به خاطر کسایی که شاید بعد انتخاب شدن حتی واسشون تره هم خرد نمیکنن

و نوبت شعار های کثیفی شد که به همدیگه میدادان

اونم چه شعارایی!!!واقعا جای خجالت داره...

سه تا هم سن و سال خودم رو دیدم که خفن داشتن خودشون رو میکشتن و شعار میدادان...

دیدم که یکم حالت اینا غیر عادی هستش...

ازشون پرسیدم جریان چیه؟

گفتن که فلان نماینده توسط...بهمون...داده تا م س ت کنیم و بیایم اینجا بترکونیم

و بازم شروع کردن به دادن شعارایی که دور از شعور یه انسان بود

متاسفانه این وسط از احساسات جوونا بد جوری سو استفاده کردن و اینارو تشویق کردن به آشوب و  دادن شعار و هزار تا چیز دیگه!!!

این برنامه ها کاملا از پیش طراحی شده هستش و آقایون خوب میدونن دارن چیکار میکنن...

پخش انواع اقسام سی دی ها و بروشور و بیانیه و بنر و هزار تا چیز دیگه و هزار تا قسم دادن و کارای دیگه فقط به خاطر یه رای!!!واقعا ارزشش رو نداره

و عده ای که این وسط یه تفریحی واسشون ایجاد شده که بخندن به کسایی که انواع اقسام جنگولک بازیارو در میان و مردم رو شاد میکنن

یه تحلیلی که این وسط طرفدارا کردن جالب بود:

اینا میگفتن ما یا علی هستیم و چون علی امام اولمون هستش و شما یا مهدی هستین و امام ۱۲ پس ما از شما برتریم و جلو میزنیم و اینا

با اعتقادات و باور مردم هم...چی بگم آخه؟کارشون به جایی رسیده که از اسم اماما واسه خودشون رای جمع میکنن...باز اردبیل خوبه فقط از علی دایی استفاده میکنن اما اینجا!!!

هیچ جای ایران انتخاباتش مثل هشترود نبوده و نخواهد بود

هر طرف که میری میگن ما برتریم!!!ما بیشماریم!!!ما ما ما

دوستان به شایعات توجه نکنین و آگاهانه انتخاب کنین...

گول سیاهی لشکر رو نخورین...

گول وعده و وعید رو نخورین...

فقط و فقط آگاهانه انتخاب کنین...

امیدوارم اینبار هر کی انتخاب شد لطفش شامل حال مردم بشه

ایام به کام...

 

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 16:0 توسط مسعود اعتضادی| |

هایمن مسعود هستم...با یه قسمت دیگه از ذلت نقاشی در خدمتتون هستیم

دوستان وقت همگی بخیرخوبین دیگه؟

اول از همه تشکر کنم از دوستانی که تولدم رو تبریک گفتن

از همشهریان خوبم که لطفشون شامل حالم شد

از دوستان فیس بوکی که با پیاماشون باعث شادی من شدن

از دوستان کلوب دات کام که خیلی محبت داشتن

و تشکر ویژه از دختر و پسرای کلاسمون که واسم سنگ تموم گذاشتن

البته از دخترا فقط میترا خانوم تبریک گفت و فکر کنم بقیه خواب تشریف داشتن

به هر حال واقعا ممنونم از همتون...

به دوستی با عزیزانی مثل شما افتخار میکنم

تصاویر متحرک

کم کم داریم به لحظات شیرین انتخابات نزد یک میشیم

چند روز دیگه میام هشترود تا شاهد هنر نمایی اساتید باشم

خیلی لذت داره دیدن مردمی که از سر و کول همدیگه بالا میرن و به خاطر چند نفر به همدیگه انواع اقسام القاب رو میدن و کلی با همدیگه درگیر میشن به خاطر هیچی

انگار نه انگار که با همدیگه همشهری هستن و چند روز دیگه بعد انتخابات باید تو روی همدیگه نگاه کنن

باور کنین ارزشش رو نداره...

امیدوارم این انتخابات زودی تموم شه تا مردمم یه نفس راحت بکشن

البته شنیده ها حاکی از آن است که باز منتظر موندن تا من بیام اردبیل و به کل شهر شام بدن و من بی نصیب بمونمخیلی نامردینپس من چی؟

خب خسته شدین چندین عدد زنگ تفریح میریم:

 

دختراي عزيزي که ميگن پسرا همه مثله همن......کسي مجبورتون نکرده بود همه رو امتحان کنين

 

يارو 10 کالري از خوردن يه راني وارد بدنش ميشه ، 12 تا ميسوزونه اون دو تا تيکه ميوه باقيمونده ته قوطي و در بياره

 

و خداوند زمين و آسمان را آفريد…
و ساخت بقيه ي چيزا رو به چين واگذار کرد…!!!

 

از اين که نميده...
اينو بلدم ...
صبح پا ميشم ميخونم اينو ...
زمزمه هاي دروني من در حال درس خوندن و رد کردن صفحات ..!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

خب دوستان...روی سخنم با بچه های کنکوری هستش که چند ماه دیگه فکر کنم آخرین کنکور کشور رو میدن

البته گفتن کنکور حذف میشه ولی شما زیاد جدی نگیرین

عارضم خدمت شما که چندی پیش با دوستان کنکوری حرف میزدم که دیدم خفن نا امید شدن و اون اوایل که به دانشگاه سراسری فکر میکردن الان زدن تو خط دانشگاه آزاد

دانشگاه آزادی که واسه خودش عالمی داره ها...

کلا فکرتون منحرفه ها

مشکلات دانشجوها واقعا زیاده و قبلا تو همین بلاگ زیاد حرفیدم ولی خب اینبار روی سخنم با اونایی هستش که میخوان برن دانشگاه آزاد

من نظرم بیشتر این هستش که اگه به فکر خونوادتون و بابایی و اینا هستین لطفا بیخیال این دانشگاه بشین

یه مثال بزنم:

دوستم مهندسی مکانیک میخونه تو دانشگاه آزاد تبریز...

ترم این دوستم واسش در میاد ۱ میلیون تومان

تقریبا ۵۰۰ هزار تومن هم خرج خونه و غذایی که میخوره خواهد بود

بگذریم از هزینه های اضافی که با... ... میرن ائل گلی واسه صفا سیتی

دوره کارشناسی تو هشت ترم تموم میشه

که درسای مکانیک اینقد سخت هستش که معمولا بکس تو نه ترم تموم میکنن

و این رو هم حساب کنین که اگه تو درسی بیفتی باید هزینه همون درس رو بازم پیاده بشی

حالا حساب میکنیم:

اگر هر ترم رو ۱.۵ میلیون تومن حساب کنیم هشت ترم این دوستمون میشه ۱۲ میلیون تومن

که مطمئن باشین خیلی بیشتر از ۱۲ تومن هستش و گاهی تا ۱۵ میلیون هم تموم میشه این دوره

خب اگه ۱۲ میلیون دارین چرا دیگه درس میخونین

برین یه کارو کاسبی راه بندازین و به اصلیترین هدفتون که همون ازدواج هس زودتر برسین خب

 

احوال دختر پسرای دانشجو

هر کی بره دانشگاه میشه حالش خوب

میخوام برم دانشگاه وضعیت اظطراریه

دانشگاه محبوبم آزاد اسلامیه

دم در زده یه برگه ی اعلامیه

حفظ حجاب واسه دانشجو الزامیه

وقتی از در گذشت جناب الیه

بجای کیف زیر بغل چادر ملیه

 

و این تمام ماجرا نیس دوست عزیز

چند ماه پیش رفته بودم دانشگاه آزاد...یه چیزایی دیدم که خفن هنگیدم

تو ساختمان معماری که ۴ طبقه هستش یه نفر تو طبقه اول نگهبانی میداد و بقیه دختر پسرا تو طبقات بالاتر صحنه هایی از فیلم تایتانیک رو با هم تمرین میکردن

تو یه کلمه بگم و خلاصتون کنم...

اگه میخواین واسه درس و تحصیل اینا برین دانشگاه بهتون توصیه میکنم که سراسری و پیام نور رو انتخاب کنین...

و اگه میخواین هر روزتون ولنتاین باشه حتما دانشگاه آزاد برین

البته من قصد توهین به کسایی که تو دانشگاه آزاد تحصیل کردن رو نداشتم فقط به دوستانی که امسال کنکور دارن خواستم بگم که هزینه های این دانشگاه فراتر از اونی هستش که شما فکرش رو میکنین...

اگه پولش رو ندارین توصیه میکنم نرین

و اینم یه شعر باحال در وصف دانشگاه محبوب...آزاد اسلامی:

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


«سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت»

دانشگاه آزاد است!

همان جا که سخاوت اولين حرف الفبا هست!

و نرخ علم آموزي به نرخ خون بابا هست!

نفس ها نرم!سرها گرم!

حيا خواب و در ديزي ما باز است!

کبوتر….بي کبوتر

باز با باز است!

مدير من جوانمرد من اي فردين تر از فردين

بيا پهلوي من بنشين!

اتاق درس ما بس ناجوانمردانه تنگ است ..آي!

«دمت گرم وسرت خوش باد!»

سلامم را تو پاسخ گوي و درب بسته بخت مرا بگشاي!

منم من خواهر مردم!

منم من دختري مبهوت و سردرگم!

منم آواره از کرمان و رشت و هشترود و قم!


نه خر پولم نه خر زورم!

همان معمور(!)معذورم!

بيا گز کن زبانم را نترس از نيش زنبورم!

مديرا ساقي جيبت تمام هيکلش از قرض مي ترسد

و تا هفتاد و هف پشتش ز اسم درس مي لرزد!

مدير مالي! اي آقا

سراغت آمدم تا وام بستانم

که شايد مدرک ريم دام دارام دام دام

بستانم!

چه مي گويي چک و سفته….؟!

فريبت مي دهد

اينها که مي بيني

لباس دختر دخترعموي مادر همسايه مان حاجي قلي خان است!

و اين سرخي دستم يادگاري از يخ حوض "زمستان" است!

«سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت»

هوا دلگير،شکم ها سير، دل ها شير

پدرها پير!

وجمعي همچنان با قيمت فرداي کشک آلود خود درگير!

صدايي گر شنيدي مي رسد از دور

يقيناً وز وز باد است!

دانشگاه آزاد است...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب مردم همین دیگه...

روزگار غریبیست نازنین

واسه بچه های کنکوری امسال آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم مثل همیشه واسه شهرمون افتخار آفرین باشن

چند تا زنگ تفریح بریم:کلا زود خسته میشینا

 

تا حالا دقت کردين هميشه وقتايي که با يکي ، شريکي چيپس يا پفك مي خوري ، هي توهم داري که در حقت ظلم شده ..!

 

من هيچ وقت يک اشتباه رو ۲ بار تکرار نمي کنم ، قشنگ ۸-۷ بار تکرار مي کنم که مطمئن شم

 

ميازار موري که دانه کش است.
.
.
.
.
نشون ميده ما ايراني ها از قديم الايام يک جورايي ساديسم داشتيم !!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

چند روز دیگه میام هشتروددلم واسه حال و هوای دروغ و افترا و تهدید انتخاباتی تنگیده خفن

و در آخر یه سخنی هم به دوستای کنکوریم بگم که:

هنوز وقت زیادی مونده...مطمئن باشین همین الانم شروع کنین بهترین نتیجه هارو میگیرین

واستون بهترین هارو آرزو میکنم...

ایام به کام

 

عجيب است دريا!!!

همينکه غرقش ميشوي پس مي زندتورا....


 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 21:24 توسط مسعود اعتضادی| |

مردم سلامwhats up?

دیدین بعضیا کلا دو جلسه میرن کلاس زبان هی انگیلیسی میحرفن که بگن ما هم هستیم؟

یا مثلا روز اول میرن بدنسازی از فرداش سینه رو میدن جلو و دوس دارن با همه دعوا کنن

بگذریم...خوبین؟خوبم

البته ناراحتم واسه اینکه اتاقم رو واسه دهه فجر تزیین نکردم

هی روزگار...یادمه شما نبودین...اما من بودم

اعلامیه پخش میکردیم...رو دیوارا شعار مینوشتیم...گاهی هم از خودمون شعار در میاوردیم...

بگو مرگ بر شاههی روزگار...

یادمه ساواک در به در دنبال من میگشت ولی خب نیدونستن که من دم به تله نمیدم

یه بارم تیر بارونم کردن اما به همه تیرا جا خالی دادم

واقعا که...من تو اون روزا به دنیا اومدم اونوقت این نسل جدید چششون رو باز کردن ماشین و وایمکس و موبایل و ال ای دی و آیفن و هزار تا چیز دیگه دیدن اما من چی؟

واسه همین میگم دیگه بچه بودم 17 سالم بود

درسته تولد من میشه 1369/12/1 ولی خب بدونین که واسه اینکه ساواک بهم شک نکنه چند سال بعد به دنیا اومدم

 یک اسفند هزارو سیصد و شصت و نه

این همه مقدمه سازی کردم که بگم چند روز دیگه تولدمه

حالا دس دس دس

عارضم خدمت همه دوستان و آشنایان و فک و فامیل و اینا که اگه قصد دارین تولدم رو بدون کادو دادن تبریک بگین کلا نگین بهتره

بدون کادو قبول نمیکنماگه هم بهم دسترسی نداشتین و احیانا من اردبیل بودم کاری نداره که:

شارژ ایرانسل بخرین و کدش رو واسم اس ام اس کنین و اینا

بعد اینکه تو تبریکاتون این جمله رو حتما قید کنین:

خدایا از خلقت مسعود متشکریم

واقعا حال میکنین این همه اعتماد به نفس رو؟

بازم میگذریم...

چند روز دیگه باید بازم برم دانشگاه و با استادا کل کنم

یکی از بچه ها امتحان تنظیم خانواده داشت و یه جلسه هم کلاسش نرفته بود میگفت که شب امتحان جزوه رو باز کردم دیدم که همه اینارو بلدم که؟؟میگفت کلی از اطلاعات خودم رو هم رو جزوه نوشتم و فرداش به استاد تحویل دادم و گفتم که جزوت ناقصه استاد

یکی از بچه هام میگفت که امتحان تنظیم خانواده رو بیست شدم...حالا با چه رویی برم به خونوادم بگم؟

واقعا دانشجو به اینا میگن

بازم میگذریم

عارضم خدمت شما که نامزد اومده...چی چی آورده؟وعده و وعید؟با صدای چی؟.....

طبق معمول آقایون شروع کردن به دادن کلی وعده که بهتره تو خنده بازار نیگا کنین چون حس سیاسی بازی ندارم این روزا

فکر کنم یکمی خسته شدین...چند تا زنگ تفریح بریم:

كـــلاغ اولـــــي : غـــــــار !!!

كـــلاغ دومــــي : غـــــــار ؟؟؟

کــلاغ اولــــــي : پـــــــ نه پــــــــ هتل 5 ستاره ...!

 


سوالهاي رايج توي همه ي خونه ها ...

اين تلويزيونِ بي صاحاب واسه کي روشنه؟!

چي از جونِ اين يخچال بدبخت ميخواي؟! ...

کي لامپ دستشويي رو روشن گذاشته؟ ...

کي دمپايي دستشويي رو خيس کرده؟

اينموقع شب با کي حرف ميزني؟

چشمات در نيومد پاي اين کامپيوترِ کوفتي؟!

کي غذاي منو خورده؟

 

محققان به اين نتيجه رسيدند که ..

همه ما يک آمريکاي درون داريم ..

که کلاً هيچ غلطي نميتونه بکنه ...!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بازم هی روزگار...

معمولا تو زندگی روزمره ما گاهی یه مسائلی پیش میاد که در عین خنده دار بودن بسی بسیار قابل تامل هستشدقت کردین واقعا؟

مثلا دقتر کردین تو خونه های پر جمعیت وقتی مامی و باباتون میخوان شما رو صدا کنن قبل شما اسم داداش یا خواهرتون رو میگن؟

تو زندگی روزمره اکثرا این جور اتفاقا زیاد میفته و گاها جالب میشه واسمون...

بخشی از این اتفاقات رو تو زیر میخونین که مطمئنا واسه شماها هم اتفاق افتاده:

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تا حالا دقت کردين وقتي دعواتون با يکي تموم ميشه تازه جواب هاي بهتري به ذهنتون ميرسه ؟!

 

تا حالا دقت کردين با اين همه پيشرفت علم ، هنوزم هيشکي نميدونه که از تو يخچال دقيقا چي ميخواد !

 

تاحالا دقت کردين هر موقع خونه خاليه و ميخواين يه خلافي کنيد يکي از آسمون نازل ميشه تا گند بزنه به حالتون .؟!

 

تا حالا دقت کردين وقتي با تمام احساس به يکي مي گين دوسِت دارم, اونم با تمام احساس!! مي گه : me 2 !!!!

 

تا حالا دقت کردين دقيقا روزايي که چتر با خودت نميبري بارون ميگيره...

 

تا حالا دقت کردين جکي رو که خيلي خوشتون اومده رو وقتي ميخاين واسه يکي ديگه تعريف کنين گند ميزنين به جک…..

 

تا حالا دقت کردين سر جلسه امتحان کسي که بيشتر از همه حرف ميزنه خوده مراقب جلسست!

 

دقت کردین لــــــــــذتي که در خوابيدن روي جزوه هست تو خوابيدن روي تختـخواب نرم نيس!!!

 

دقت کردین تنها زماني مشتري ها با لبخند وارد مغازه ميشوند که ميخوان جنسي رو تعويض کنن يا پس بدن...

 

تا حالا دقت کردين تو جاده هاي ايران وقتي قسمت انگليسي تابلو اسم يک شهر رو مي خونين بهتر متوجه ميشين تا فارسيش رو … !!!!

 

تا حالادقت کردين وقتي که خوشحاليم بالاخره يه چيزي يا يه کسي پيدا ميشه که سريع گند بزنه به خوشحاليمون…..!


دقت کردين وقتي ميگن غصه نخور ،آدم بيشترغصه ش ميگيره؟؟؟!!!

 

دقت کردین وقتي که عجله دارين و ميخواي سريع به مقصد برسين همه ي تاکسي ها غيب ميشن يا مسافر دارن ولي وقتي ميخواي از خيابون رد شين هرچي تاکسي تو اون خيابون هست مياد جلو بوق ميزنه؟آخ که حرص آدم درمياد...

 

دقت کردين هر موقع دارين سشوار ميکشين حتي اگه تو خونه تنهام باشين هي حس ميکنين يکي صداتون ميکنه؟

 

تا حالا دقت کردين تو فيلماي ايراني،هميشه وقتي طرف ميفهمه بچه دار نميشه همه بچه ها از ماشيناي بقلي و جلويي و عقبي باهاش باي باي ميکنن ميخندن؟!

 

تا حالا دقت کردين وقتي برميگرديم خونه و ميخوايم اون چيزي رو که جا گذاشتيم برداريم،با زانو و با زحمت زياد ميريم تو خونه که فرش کثيف نشه ولي برگشتنش خسته مي شيم و با کفش از روش رد مي شيم!!

 

تا حالا دقت کردين… مغز انسان پر کارترين جاي بدنه 24 ساعت در 365 روز سال رو کار ميکنه فقط وقتي متوقف ميشه که ما وارد سالن امتحانات ميشيم …

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

بله دوستان واقعا تا حالا دقت کردین چرا اینجوری میشه؟

میگم تا حالا دقت کردین که بلاگ من بهترین بلاگ دنیاس؟

دقت کردین اعتماد به نفس من خیلی بالاس؟

اینم دقت کردین که استقلولی که کهکشانی بود اومد تو ده دقیقه ۳ تا از پرسپولیس خورد؟

چند تا زنگ تفریح:


“همونجاهاست” چيست ؟ سر راست ترين آدرسِ مامان ها ، وقتي چيزيو پيدا نميکني !

 

دوستم پريده تو استخر داد ميزنه ميگه شنـــا کنم؟
ميگم پـــ ن پـــــــ بزار آهنگ تـايتـانيک بزارم آروم غرق شو..!

 

خدايا از اينکه منو در حد ايوب به حساب مياري ازت ممنونم!! اما ميشه بي خيال شي؟!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب مردم اینم از این

بسی بسیار خوشحال شدیم که بازم پیشتون بودیم واینا

خوشحالم که این روزا همه چی آرومه...تو به من دل بستی و از چشات معلومه...

اینجا هشترود است...جغرافیای عشق

ایام به کام...

 

در بدترین روزها امیدوار باش، که همیشه زیباترین باران از سیاه ترین ابر می بارد . .

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 18:57 توسط مسعود اعتضادی| |

شما هم با من بخندین

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خیلی خوشحالم....خیلی خیلی خوشحالم...در پوست خود نمیگنجم

اشک شوقههمتون با من گریه کنینالان بخندین

کو اون پرویز سوبله چوبله؟

پرسپولیس زلزله همینه همینه

یک بار دیگه ثابت کردیم بهترین تیم هستیم

استقلالی که امسال فدراسیون خواسته که قهرمان بشه پرسپولیس ثابت کرد که هر چی هم باشه از بهترین تیم آسیا کم میاره

فرق مظلومی و دنیزلی رو حال کردین؟

کجان اون کسایی که دو تا جلو بودن و هی اس ام اس میزدن؟

الان هر چی موبایلشون رو میگیرم خاموشه که!!!!!!!۱

۳-۲

وای وای وای...ای پرسپولیس حمله حمله حمله

تیمی که اومد و با ناداوری تراکتور سازی تبریز رو برد بدونه که این باخت در حقیقت آه طرفدارای تراکتور بود که گرفتتشون

استقلال به پرسپولیس نباخت...آه آذربایجان اونارو شکست داد

میگن پرویز مظلومی بعد بازی مصاحبه کرده و دلیل باختش رو نبودن محسن ترکی تو زمین دونسته

پرسپولیس قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه

به لطف یزدان و بچه ها...پرسپولیس قهرمان میشه...پرسپولیس قهرمان میشه

استقلول استقلال استقکر استقکور

حیف که نیتونم دو ۳ تا از اون ... بار این استقلولیا کنم

منفورترین تیم ایران بدون شک استقلال هستش که یه ملت ازشون بدشون میاد

وای خدایا چه شبیه امشب!!!

چه خوش گفت فردوسی پور در نود /  که قرمز به آبی برنده شود

میازار اس اس که کیسه کش است /  که دل دارد و بر همینش خوشست

چو شش تا بخوردست از روزگار / دگر آبیان را نماندست قرار

تو کز محنت دسته سه بی غمی / سرافراز و سرخی، بخندا همی

توانا بود هرکه قرمز بود /  ز شیشتا دل شیر غران بود ! 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

فکر کردن چون دو تا زدن دیگه برنده شدن دیگه

چقدر قیافه استقلولیا دیدنی بود واقعا

خبر دارم که خیلیا میخواستن بعد باخت پرسپولیس بیان بلاگ رو به آتیش بکشن

کجاییییییییییییییین بیاین تا کل کل  کنیم یکم

چند تا زنگ تفریح بریم:

برنده بازی دربی کدام تیم است ؟

الف ) پرسپولیس

ب ) پـَـَـ نــه پـَـَــــ استقلال !

 

به زنبوره میگن تاحالا توی 10 دقیقه  3تا گل خوردی؟ میگه : مگه من استقلالم !!!
 
 

هرچند به قولشان آسمان هم آبیست

اما به مثال طبلکی تو خالیست

یک یار کم ودوگل عقب تر بودیم

ثابت کردیم ,که تیمشان پوشالیست

 

به استقلالیه میگن درد عشق بدتره یا درد دندون ؟

میگه هنوز تو دربی ۶ تا گل نخوردی که بفهمی درد یعنی چی !!

 

میان رنگهای باغ هستی / فقط قرمز جدا کردن چه زیباست

تورا ای پرسپولیس، محبوب دلها / زعمق جان دعا کردن چه زیباست

پس از هر برد وهر پیروزی تو / غم دل را رها کردن چه زیباست

ز بهر برد تو بر تیم آبی / توکل بر خدا کردن چه زیباست

تو در فوتبال ایران بهترینی / تو را سرور صدا کردن چه زیباست 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

وای چقد دلم واسه این استقلالیا میسوزه

آخی...نازیاشکالی نداره بزرگ میشین یادتون میره

برد غرور آفرین پرسپولیس رو به تمام عاشقان این تیم تبریک میگم...

ببخشین که این مطلب کمی با بقیه فرق داشت ولی خب باید مینوشتم آخه خیلیا میخواستن امروز حالم رو بگیرن

ایام این بار خیلی به کام

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 20:54 توسط مسعود اعتضادی| |

دوستان سلاموقت بخیر

میدونم کلی دلتون واسم تنگیدهامتحانات رو دو درش کردیم و اومدیم که اومده باشیم و اینا

جاتون خالی روزای سخت امتحانات رو پشت سر گذاشتیمنه تفریحی نه اشتهایی واسه غذا خوردن نه تلویزیونی و نه چیزی

تنها دلخوشیم این بود که ۵ دقیقه مونده به امتحان عمدا میرفتم سراغ بچه ها یه سوالی رو مطرح میکردم که جواب نداشت

بعد بچه ها کلی ذهنشون رو درگیر پیدا کردن سوال میکردن و منم تاکید میکردم که حتما تو امتحان میاد...بعد اینجوری میشد که نه جواب سوال رو پیدا میکردن و نه میتونستن امتحان رو خوب بدن و منم کلی خوش به حالم میشد

به دوستم ميگم: نمره ها رو زدنا. ميگه: با شماره دانشجويي؟ ميگم: پ ن پ با شماره کفش. اونايي هم که دمپايي داشتن رو هم مردود کرده...

چند روزی رو باز من تو هشترود نبودم بعضی ها یه کارایی کردن و یه اتفاقاتی افتاد

از هک شدن بلاگ گل آقا توسط ....بگیر تا تایید و رد صلاحیت خیلی ها که کلا حال و هوای شهر رو تغییر دادن و اینا

اینجوری نمیشه باید خودم زودتر فوق لیسانسم رو بگیرم و نماینده بشم و با بکس بریم مجلس رو بترکونیم

بعدش بکس شعار بدن داش مسعود راه باز کن...راه جدیدو باز کن

حیف که نمیخوام بلاگ رو سیاسیش کنم وگرنه یه تحلیلی از کاندیداها میکردم تا حساب کار دستشون بیاد و بدونن که قشر دانشجو رایش رو به وعده و وعید ها نمی فروشه

قشر دانشجو واسش مهم پیشرفت شهر و مردمش هست و از شنیدن شعار و وعده بیزاره

برای هشترودم و همشهریام آرزوی بهترین ها رو دارم

هی روزگارواقعا زمونه عوض شده

یادمه اون زمان که من بچه بودم ۱۷ سالم بود و کلی بزرگ بودم

اما بچه های امروزی ۱۷ سالشونه و کلی کوچیکنبه بشقاب میگن کوشکاپ

دیگه شعرهامونم ژیگول شدنمیگین نه؟:پس داشته باشین اینجارو:

 

حافظ:

 تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت ، جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانـــه...

فروغ فرخزاد:

 ای شب از رویای تو رنگین شده. سینه ام از عطر تو سنگین شده..

 سهراب سپهری:

 دوست را زیر باران باید برد. عشق را زیر باران باید جست


 
 
ترانه امروزی: دوست دختر من نازه، قلبش پر احساسه، عاشقش شدم تازه
 
 
بچه ژیگولای امروزی: دوستت دارم کثافت! لعنت به اون قیافت

تهاجم فرهنگی که میگن همینه ها

الان چندین ساله که تو کاشت گوجه فرنگی به خودکفایی رسیدیم ولی به جای اینکه اسمش بشه گوجه ملی همون گوجه فرنگی مونده

واقعا خیلی زمونه بدی شده

تازگیا  یکی از دوستان ای میل زده بود که گویا مامانه شنگول اینا وصیتی رو تنظیم کرده و تو خبرگذاری ها اعلام کرده که نمایش بدن تا همگان ببینن و به من هم سفارش کرد تا اطلاع رسانی کنم

اینم وصیت نامه:

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

۱. شنگول جان! تو برادر بزرگتر آن دوتای دیگر هستی، پس مراقبشان باش، مرسی. دفعه قبل که آقا گرگه وارد خانه شده بود و تو و منگول را قورت داده بود، من رسیدم و شکمش را پاره کردم و آزادتان کردم. اما از این به بعد من دیگر نیستم. اون قدیم مدیم ها قصه اینجوری بود که آقا گرگه اول صدایش را نازک می کرد و در می زد، شما پا نمی دادید.بعد دستهایش را آردی می کرد، شما پا نمی دادید.بعد سر و صورت و پاهایش را سفید می کرد، شما گول می خوردید و پا می دادید و در را باز می کردید. اما توی این دور و زمانه، عزیزم! گرگ ها اینقدر پر رو شده اند که نه تنها صدا نازک نمی کنند بلکه ادعای مامان شما بودن را هم ندارند و صاف و پوست کنده می گویند که: « لطفاً در را باز کنید؛ من گرگ هستم!» تا اینجایش که جای ترس ندارد. اما من از این می ترسم که شما هم آنقدر بزغاله باشید که حاضر شوید در و دروازه را راحت به روی گرگ باز کنید و نه تنها منتظر منت و التماس و در نهایت حمله آقا گرگه نشوید بلکه خودتان داوطلبانه open door شوید. و توی شکم گرگه افتخار کنید که ما اگر در را باز نمی کردیم، خانه را روی سرمان خراب می کرد!


2. منگول جان، آی بزغاله با توام! 75 درصد نگرانی من بابت تو است. بابت منگل بازی هایی که گهگاه از خودت استخراج می کنی و دیگران را هم با خودت به ته چاه می کشی. یادت نرود که هر گرگ و شغالی پشت در خانه هر بز و بزغاله ای، فقط به یک چیز می اندیشد که آن یک چیز نه اجاق گاز توست، نه النگو و گوشواره و بوق مرمری توست، نه پلی استیشن و انبار علوفه توست و نه چیز دیگری جز تو و آن گوشت خوش مزه ات! به همین خاطر تا وقتی پشت در هست، حاضر است هر شرط و تبصره و IF تو را سه سوت بپذیرد. ولی وقتی در باز شد و چراغ سبز نشان داده شد، هر راننده ای پایش را از روی ترمز بر می دارد و گاز می دهد و گاز می زند(!) یاس منگولا جونم!


3. حبه انگورکم، خوشگل و با نمکم. دختر کوچولو و دوست داشتنی ام. حبه جانم! من از تو فقط خاطره های خوش و قشنگ به یاد دارم.یادت هست اولین سالی که دانشگاه قبول شدی و رفتی، برایم نامه نوشتی: « بزی نشست رو ایوونش، نامه نوشت به مادرش ... .» من همانجا زیر لب گفتم ای ول حبه، دمت جزغال! همین روحیه ات را حفظ کن و بدان گرگها از شاخ تو همیشه می ترسند. امید مامان بزی تویی. مراقب برادرهای دست و پا چلفتی ات هم باش که گافهای جواتی ندهند و اگر روزی رسید که دیدی منگل بازی های منگول و آب شنگولی خوردن های شنگول دارد کار دستت می دهد، باز هم بپر پشت ساعت دیواری وپشت تیک و تاک ثانیه ها مخفی شو.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بله دوستان اینجورکیاس

بیچاره منگول که بچه وسطی هستش

کلا اونایی که از بین س تا بچه...بچه دوم بودن هیچ وقت شانس نداشتن

نمونش خود من!!!

واسه داداش بزرگم دوچرخه خریدن و واسه داداش کوچیکمم همزمان با اون دوچرخه خریدند و منی که وسطیه بودم دوچرخه داداش اولی رو یه بوق گذاشتن انداختن جلوم گفتن بیا اینم از دوچرخه تو

توصیه میکنم فرزند وسطی نباشینالبته این دست خودتون نیس

یه چند تا پیام بازرگانی بریم:

خروسه سر کلاس به مرغه میگه: یه نوک میدی؟!
مرغه: اینجا ضایس که.... نمیشه... نه!
 خروسه: به جهنم، با خودکار مینویسم.
 
خدایا مارا به خاطر یک سیب از بهشت
انداختی رو زمین
به خاطر آب انگور
میندازیمون جهنم!!
با میوه ها مشکل داری ها؟؟؟
 
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺧﺎﻟﺖﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﻭﻟﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺒﻮﺩﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪﭘﺸﻪ ﻭﯾﺰ ﻭﯾﺰ ﮐﻨﻪ،ﺑﯽﺻﺪﺍ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﮐﺎﺭﺷﻮﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺮﻓﺖ،
ﺑﻌﺪ ﻣﺜﻼً ﺳﻮﺳﮏﻭﯾﺰ ﻭﯾﺰ ﻣﯽﮐﺮﺩﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣﺪﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﮐﺠﺎﺱﺑﮑﺸﯿﻤﺶ؟
ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎﺍااا.......
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب دوستان خوشحال شدم که بعد از مدتی اومدم پیشتون تا دور هم باشیم و اینا

امتحاناتم تمومیده و یه ماهی رو هشترود هستم...کاری داشتین در خدمتم

 

چه شتابیست به راه ؟

شاید آن نقطه ی نورانی دشت

   چشم گرگان بیابان باشد .. 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز فونت زيبا ساز         

نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 18:12 توسط مسعود اعتضادی| |

سلام دوستان

عارضم خدمت شما که بسی بسیار خوشحال شدیم که بازم در خدمتتون هستیم

داشتم به این فکر میکردم که تا الان هر جور مطلبی رو تو این بلاگ نوشتم و خیلی کم تر به شهرمون هشترود پرداختم

شهر مهر و محبت و مهد علم و فرهنگ

هشترود من زیباست...

اگه وارد ویکیپدیا بشین و در مورد شهر هشترود جستجویی کنین اون طور که باید و شاید چیز خاصی دستگیرتون نمیشه

متاسفانه شهرستان هشترود با وجود توانمندی هایی که در زمینه های مختلف داره به نوعی نتونسته مانند شهرستان های همسایش خودش رو مطرح کنه که این هم بر میگرده به کم توجهی برخی آقایون و دست های پشت پرده

ولی خب با این همه شور و شوق و توانمندی های هشترودی ها همیشه ثابت شده و صمیمیتی که بین مردمش هست باعث شده تا به داشتن همچین شهری افتخار کنیم

البته من نمیتونم زیبایی های هشترود رو توصیف کنم ولی خب دوستانی نظیر دکتر مروتی تو وبلاگ مهر صبا به معرفی مفاخر هشترود پرداختن که اگه یه نگاهی به این بلاگ بندازین به هشترودی بودنتون افتخار میکنین

و بلاگ هایی نظیر گل آقا در هشترود که مشکلات شهر رو بیان میکنه و بلاگ دوست خوبم پیمان به نام هشترود من زیباست به جاذبه های طبیعی و زیبایی هشترود می پردازه

پیشنهاد میکنم حتما به این بلاگ ها سر بزنین تا هشترود و هشترودی ها رو بهتر بشناسین

متاسفانه گاهی دوستانی که به هشترود میان صرفا با دیدن وضعیت ظاهری شهر قضاوت های بی موردی میکنن و گاهی کم توجهی برخی مسئولین باعث شده تا برخی به خودشون این اجازه رو بدن تا هر جور که دلشون خواست در مورد این شهر و مردمش قضاوت کنن

هشترود شهری بوده که مردانی مثل پروفسور هشترودی و آیت الله انتظاری رو در خودش پرورش داده و نسل جدید و جوان هشترود افتخار آفرینی های زیادی برای شهرشون به ارمغان آوردن...ولی من سوالم اینجاست که با این همه استعداد چرا از خیلی از شهر ها عقبیم؟

به قول دوستمون:

هشترودمان از ته قلب خوشحال نيست شايد در كابوس نگاه هاي بد من و توست .... شايد در اميد اميدهاي پر معني من و توست .... شايد حالا ديگر از خواب پريده باشد شايد .... شايد الان در خنده ي بي معني ما جان باخته باشد شايد ... هشترود مان حالا خنده مي زند حالا زيباست...

یه شعری هست که دوست خوبم محمد تو بلاگ دلی جیران در مورد هشترود گفته که که خوندنش خالی از لطف نیست

                                                                                  

ای گوزل شهریم آنـا یـوردم دیـاریم هشـــترود

آیری توشسم سنن هیچ گلمز قرا ریم هشــترود

 

                             جـــوشکون اولـــسون چـــشمه لر تک چای لارون

                             قارلی اولسون قیش لارون بارَی اولسون یای لارون

                             خوش سویوشسـن ایـلرون خرم اولسون آی لارون

 

ای منیم همیشه سـر سبـــزو بهاریم هشـترود

آیری توشسم سنن هیچ گلمز قراریم هشترود

 

                               تــا ابد سـن خــرمیلــــن لالــه زارســـان هشترود

                               ســـن همـــیشه بـــیزلره بیر افــتخار سان هشترود

                               داغ لارون تـــک پـــایــدارو استــوارســان هشترود

 

آدوا فـــخر ائـــــلرم مـن افتخــاریـم هشـترود

آیری توشسم سنن هیچ گلمز قراریم هشـترود

 

                               ســبزوار اولســون هـمیــشه بــاغ و بــستانون سنون

                          گلشــن اولــسون ای گــوزل شــهریم بیابانون سنون

                           گــلریلــن تزئــین اولســون هــر خـیابانــون سنون                                                                  

 

من سنی چوخ ایسترم ای گلـعزاریم هـشترود

آیری توشسم سنن هیچ گلمز قراریم هشترود

 

                       آیرلان سگیز قولا آخسون سنون سگیز چایون

                      جوشکون اولسون چشمه تک شاخسون سنون سگیز چایون

                      موج ورسون دریا تک قاخسون سنون سگیز چایون

 

 ای گوزل شهریم وطنده افتخاریم هشترود

آیری توشسم سنن هیچ گلمز قراریم هشترود

 

                                  چوخ حاصلی پر بها قیمتی خاکون وار سنون

                                 مردمین مهمان نواز و خاک پاکون وار سنون

                                هم سهندون گورملی هم ده ضحاکون وار سنون

 

ای تاپان شهرت جهاندا اعتباریم هشترود

 آیری توشسم سنن هیچ گلمز قراریم هشترود

 جای بسی افتخار هستش که دوستان خوش ذوقمون به وصف هشترود می پردازن

طبق قولی که داده بودم قرار بود اشعار دوستانی رو که در مورد وصف زیبایی های زیبا رویان هشترودی کرده بودن رو تو بلاگ بزارم

از اینکه کمی کمی در این امر دیر کردم معذرت میخوام

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

دوست خوبم طاهر زندیه:

اگر آن ترک هشترودی بدست آرد دل ما را

به خط چهره اش بخشم همه گل های زیبا را

چنین اسراف و ولخرجی به یک لبخند لازم نیست

که هر کس هر چه می خواهد به بخشد بر زلیخا را

تمام هستی عالم مگر در اختیار توست

به لبخندی به بخشی که فریبد کل دلها را

 

عاطفه خانوم: آرزو های دیرینه

اگر آن ترک 8رودی بدست آرد دل مارا...

به آن چشمان و مژگانش ببخشم کل گلهارا

چه میگویم مگربتوان به دست آوردآن دلبر...

اگرروزی چنین باشد ببخشم دین و دنیارا

 

دوست شاعرم هادی عبدی:غزل بهانه خوبیست برای گفتن درد

اگر آن ترک هشرودی بدست آرد دل مارا

به لطف بیکران او ببخشم برج پیزا را

بیاد بچگی هایم که پوشیدم لباس سبز

سبکتر از پر طاوس و از جنس مقوا را

 

مریم خانوم:آسمان آبی است...

اگرآن ترک هشترودی به دست آرد دل مارا

به چشم آهویش بخشم همه دنیاو عالم را

دهم ملک سلیمان را به آن چشمان آهویش

که او بخشد به ما آن قلب زیبا را

 

دوست شاعرم محمد شکری فرد:برای اینکه عاشقم غزل گواه می شود

اگر ترک سرسکندی به دست آرد دل مارا

کنیز خانه اش سازم همان دم سیندرلا را

و من نه برج می بخشم و نه شهر و خیابانی

ولی بخشم به خال هندواش کل اروپا را

 

دوست خوش ذوقم:پیازچه

البته من شعر ایشون رو بدون تغییر و همراه با متن هایی که تو پرانتز نوشتن اینجا گذاشتم

ناگفته نماند پیازچه از مفاخر شهر هستن و استاد ادبیات

اگر ترک سرسکددی بدست آرد دل ما را

بنامش میکنم نصف خیابان مراغا را

سپس او را برم در محضری یا پیش ملایی

که گیرد ده هزار از من بخواند صیغه ما را

و کلی خوش بحال ما شود , و دق کند یارو

و میگیرم برایش بهترین کفش ماشاللا را 

برای اینکه حاج ادریس در حیرت فرو ماند

برایش میخرم سنگینترین انگشتریها را

و شاید دست او گیرم , برم در پست پیشینت

کلاس اولی گردیم : من دارا و او سارا

خلاصه بعد از آن هی جشن و هی پاکوبی و شادی

و بعد از آن ..... همان بهتر کنم سانسور اینجا را

سکانس بعد / آن رعنا نگار و من / و بدبختی

ومن هی قرص , هی سردرد / کات / هی مسخ کافکا را ...

و هی شب تا سحر , هی صبح تا شب زر زر بچه

ومن مفلوک و بیکارا و هی قبض و بدهکارا

نمیدانم سقط خواهم شداز دست طلبکاران ؟

و یا برپا کنم یکروز سقف آرزوها را ؟

ومن آخر ..... ولش کن بیخیال عشق و این حرفا

همان بهتر رقیب ما برد آن ترک رعنا را

همان بهتر که ما هستیم تنها یک پیازچه , نیس ؟

نه دل داریم , نه دلبر , نه هیچی ... ول کنید ما را .....

بله من که گفتم این پیازچه از مفاخر هستناینم شعر دیگری از پیازچه اینبار در وصف خودش:

با پیازچه هرکسی شد آشنا

در دل خود گفت : به به ! مرحبا !

آفرین بر قد و بر بالای تو

شیوه ی اندیشه ی شیوای تو

تو همانی که دلم می خواسته

پیکرت با صد هنر آراسته

هر که دیدم عاشق زارت ، اخی !

عالمی مشتاق دیدارت ، اخی !

أنت ملبوسٌ باقسام الفُنون

إنّکَ المُشرِف بسرّ کاف و نون

ظن بد گر بر وجودت داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ...

(مصرع آخر شعر در دیوان حافظ رویت شده و بنظر میرسد حافظ آنرا از بنده - پیازچه - سرقت نموده باشد .)

-------------------------------------------------------------------------------------------------

دوست خوب و همکلاسیم مهندس علی احمدی که این شعر رو در وصف ترک هشترودی سروده بود و از اونجایی که قول داده بودم بذارم تو بلاگ پس میذارم تو بلاگ


اگر آن تُرک هشترودی بِدست آرَد دل ما را
به روی ماه او بَخشَم دو چشم باز و بینا را

مَگَر هَمچین گُلی دیگر کُدامین باغِبان دارد
که با عَطرِ خوشَش بُرده دلِ مجنون رسوا را

نباشد شان آن مَه رخ، بِدو بَخشم جهانم را
زِ شوق نازنین یارم بِبازم کُلِ معنا را

هَنر آن شد چِه ها داری، برای دلبرت بازی
نه اینکه از جهان بخشی، بَرایش باغ و گلها را

ببخش ای مَه لقای من که تقدیرم چنین خواهد
تو باشی پیش چشم و من ببازم یار زیبا را

---------------------------------------------------------------------------------------------------

و اینم شعر گل آقا

سلام چون با پیازچه ملی کری کری داریم و خیلی هم دوستش داریم و از نظر ندادنش هم کلی ناراحتیم و به خاطر گل روی تو که بازهم خیلی دوستت داریم و بعد هم این پست زیبایت و شعر پیارچه هم باعث شد طبع شعرمان گل کند و شعر زیر را تقدیم خودت می کنیم ...


اگر مسعود خان بدست ارد دل مارا

به تیپ خوشگلش بخشیم نظرهای گل اقا را

بده مسعود نظرها را که در جائی دگر نخواهی یافت

خیابان مراغا و وبلاگ گل اقا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر اشوب (این مصرع را حافظ اول از ما بعد از پیازچه دزدیده)

چنان بردند خبر از دل که مسعود خان دل مارا

زعشق نا تمام ما مسعود خان باقی است

به اب و رنگ و خال و خط چه حاجت گل اقا را

من از ان نفرت روز افزون که مردم داشت دانستم

که قفر عمرا برون ارد صلاحیت از این شورا

اگر دشنام فرماید و گر نفرین دعا گویم اینهم حافظ دزدیده

جواب تلخ می زیبد لب لعل قفرخان را

نصیحت گوش کن مسعود که زا جان دوست تر دارند

جوانان عزیز پند این حقیر گل اقا را

حدیث از مطرب و می گو و راز هک کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بگو مسعود

که بر نظر تو افشاند گل اقا ، وبلاگ گل اقا را

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

واقعا باعث افتخار هستش که در کنار دوستان خوش ذوقی زندگی میکنیم

اگه کسی هم طبع شعریش گل کرد...البته مرتبط با موضوع:

میتونه تو کامنت ها بزاره تا من بلافاصله تو بلاگ و تو همین قسمت منتشر کنم

دوستان عزیز به دلیل ورودمون به ایام غم انگیز امتحاناتفکر کنم یه ماهی نتونم این بلاگ رو آپ کنم...

البته به کامنت ها جواب داده میشهخواستم آخرین مطلبم در مورد شهر دوست داشتنی مون هشترود باشه

امیدوارم زودی امتحانات تموم بشه و بازم در خدمتتون باشم

هشترود من زیباست...

ایام به کام

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 3:32 توسط مسعود اعتضادی| |

سلاموقت بخیر دوستان

سرم بد جوری شلوغه!!!یعنی در حد المپیک درس دارمواسه همین واقعا دیگه این روزا نمیرسم که مطالب رو با سرعت قبل ارسال کنم و اینا

و البته تو شهرمون هم یه جورایی جریاناتی در رابطه با برخی بلاگ ها اتفاق افتاده که این امر هم دلیلی بر این شد که کمی و اندکی این پستم با مطلب قبلی از لحاظ زمانی فاصله بگیره

و اینکه امشبم کمی بی حوصله بودم آخه با یکی بحثم شد و اینا...

 

هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...
 
بگذریم
خوبین شما؟اول از همه یه سوالی ذهن منو مشغول کرده که اگه شما بلدین جوابش رو بدین:
 
تیم آبی پوش پایتخت : الف ) استقلال ب ) استقکر ج) استقکور د ) استقفرالله !!
 
در ادامه بازم از این سوالا دارم که ازتون میپرسم و یه جورایی زنگ تفریح مطلب امروزمون هستش
 
عارضم خدمت شما که این روزا دانشگاه و دانشجو یه جوری شده واسه من
اول از همه روز دانشجو رو که چند روز پیش بود با تاخیر به خودم تبریک بگمخب حالا روز دانشجو رو به دانشجوهای دیگه هم تبریک میگم
بعد اینکه داشتم میگفتم...
زندگیمون شده رفتن به دانشگاه و غذا خوردن و اومدن به خوابگاه و دوباره تکرار همین مکررات!!!
هیچ گونه تنوعی دیده نمیشه واقعا!!!استادا هم عوض نمیشن آخه
یه استاد داریم واسه صد تا درس میاد و هی باید هر روز ایشون رو به زور ملاقات کنیم و اینا!!!
میریم انتگرال حل میکنیم و چند تایی استاتیک و دیفرانسیل و دوباره بر میگردیم خوابگاه
من نمی دونم آخه اینا به چه دردمون میخورن آخه؟به جای اینکه نظام آموزشیمون عین ژاپن عملی باشه فقط میخونیم و میخونیم که بخونیم تا خونده باشیم تا نگن نخوندین و نخواستین که بخونین
یه زنگ تفریح بریم:
 
 اسکندر مقدونی کی به ایران حمله کرد ؟

الف ) دم دمای صبح بود

ب ) نامرد نصفه شب حمله کرد

ج ) جنگ جهانی دوم

د ) 13 آبان
 
 
معادلات چند مجهولی را چگونه حل میکنیم ؟

الف ) با مداد

ب ) عکس مجهول ها را به روزنامه می دهیم

ج ) به سختی حل می کنیم

د ) پلیس را در جریان می گذاریم
 
 
 انیمیشن محبوب چند سال اخیر

الف ) شرک 3

ب ) کفر 2

ج ) منافق 5

د ) مرگ بر اسراییل !!

سینوس ۱۶۵ درجه چقدر می شود ؟

الف ) بیشتر ازاین ها می شود

ب ) تانژانت

ج ) جوابی ندارم

د ) علی دایی

داشتم میگفتم...به نظرم  نظام آموزشی ما خیلی مشکلات داره مخصوصا تو سیستم دانشگاه که بعضی دروس اصلا با رشته مرتبط نیست و اینا

به جای اینکه بیان و سیستم دروس تدریسی رو یه ویرایش و تغییری بدن میان و اسم رشته رو عوض میکنن

مثلا میخوان اسم رشته ما رو بکنن مهندسی بیو سیستمیعنی اینا کار کارشناسی کردن و به این نتیجه رسیدن که اگه اسم رشته رو عوض کنیم دیگه همه چی آرومه تو به من دل بستی و از چشات معلومه که کنارم هستی و اینا

واقعا واسه همینم هستش که در مقابل کشورایی مثل ژاپن و چین و ... کم میاریم دیگه

به جای اینکه به فکر تغذیه ما باشن تازه امسال به این نتیجه رسیدن که خوردن غذا تو ظروف یه بار مصرف سرطان اینا داره!!!پارسال خودشون میدادناخیلی باحالن واقعا

حالا یه سری بزنیم به کشورای دیگه ببینیم اونا هم مثل ما دانشجو هستن یا کارای دیگه میکنن؟:

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!


 مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!


 هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!


 عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!


 چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


 اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!


 گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!


 کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!


 پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!


 اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!


 انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!


 ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

بله دیگه اینجوریاس

البته تفریحات تو دانشگاه سراسری خیلی کم هستش

یه سر به دانشگاه آزاد بزنین میفهمین چی میگم

به هر حال این دوران هم دورانیست به یاد ماندنی دیگه...با تمام خاطراتش:این نیز بگذرد

ایام به کام...


خیلی از آدمها بالای خط فقر هستند 

     اما زیر خط فهم . . . 


                             فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 2:7 توسط مسعود اعتضادی| |

درود و صد درود بر دوستان

دیگه ببخشین دیگه امتحان اینا داشتیم نمی رسیدیم که سر بزنیم و مطلبی بنویسیم

بعد اینکه خیلی حال میده که از هشترود مطلب رو بنویسم

تو این پارت میخوام وقایع هفته ای که توش بودیم رو گزارش اینا بدم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سکانس اول:ایام محرم

اول از همه فرا رسیدن شهادت ابا عبدالله الحسین و یاران با وفاشون رو بهتون تسلیت میگم

عارضم خدمت شما که اردبیل یه چیزش معروف هستش اونم عزاداری و مداحانی هستن که تو این شهر وجود دارن ولی خب کلا تو کشورمون این مسئله کمی داره حالت عجیب غریب به خودش میگیره

دقت کرده باشین الان نوحه ها خیلی شبیه به ترانه شدن و فقط یه چیزیشون کم هستش اونم اینه که اون وسطای عزاداری یه ساسی مانکن پروداکشن هم مخلوط بزنن تا دیگه همه چی تموم بشه

چند روز پیش یکی از بچه ها اومد سراغم گفت مسعود چند تا از اون نوحه های شاد رو بریز تو گوشیم گوش کنیمدیگه نوحه شاد چه صیغه ای هستش نیدونم!!!

یا مثلا ترانه مانند هم نباشه مفهومش مشکل داره مثلا میگه:

چشای قشنگ عباس دلمو هوایی کردهو اون وسط هم عده ای میان و خودشون رو میکشن که وای چشای قشنگ عباس...این وسط یکی نیس بهشون بگه که دوست عزیز مگه ارزش کار عباس به چشای قشنگش بود آخه؟اصلا کی چشای حضرت عباس رو دیده؟اونا به خاطر اهداف دیگری شهید شدن نه اینکه ...چی بخوام آخه من!!!واقعا آدم خندش میگیره

یا مثلا میگن که :دینم دینم زینب و حسینه...قبلم قبلم بین الحرمینه

خب اگه قبله بین الحرمین هستش اونوقت کعبه کجاست پس؟

مثلا میخوان یه تشبیهی رو این وسط بیارن و مقدس بودن بین الحرمین رو بازگو کنن اما کلا همه کاری میکنن جز تشبیه

بعد اینکه چند روز پیش تو یه جمعی بودم یکی از اشخاصی که سخنرانی میکرد حرف جالبی زد:

ایشون برای اینکه بیان و ارزش صلوات رو بیان کنن گفتن که هر کی هر گناهی بکنه فرقی نمیکنه چقدر بزرگ...اگه بعد اون گناه ۳ تا صلوات بفرسته همه گناهاش بخشیده میشه

فکرش رو بکن از فردا همه کاری میکنیم آخرشم ۳ تا صلوات میفرستیم و تموم

واقعا بعضی وقتا بفهمیم چی داریم میگیم خیلی خوب میشه

نکته بعدی هم که توجه بنده رو به خودش جلب کرد خرید محرم بود!!!

شنیدین که میگن مثلا میریم خرید عید و اینا؟الانم همه دارن خرید محرم میکنن تا خوش پوش باشن و تیپ بزنن و خودشون رو تو خیابون به بعضیا نشون بدن و این وسط کی میخواد عزاداری بکنه من نیدونم واقعا

و اینکه یه چیز جالب هم بگم و بریم سکانس بعدی...:

حاج سلیم و خیلی از مداحای معروف کشور که اکثرا اهل اردبیل هستن همشون یه جا تهرانن

من علت این امر رو پرسیدم و گفتن که تو تهران واسشون پولی معادل ۲۵۰ میلیون اینا میدن و اونا هم خب تهران رو ترجیح میدن دیگهالبته بازم میگم من فقط این رو شنیدم و دقیق نیدونم ولی خب ۲۵۰ میلیون هم جالبه ها

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سکانس دوم:ورزشی

منی که تا ساعت ۱۲ ظهر اگه کسی بیدارم نکنه میخوابم اینقدر این بچه های والیبال بهمون حال دادن که ساعت ۵ صبح با بکس خوابگاه بیدار میشیم و بازیهاشون رو میبینم و تشویق اینا می کنیمشونانصافا ایول دارن به خدا...ولی به نظرم من کاش همه بازی ها رو می باختن اما این استکبار جهانی آمریکا رو میبردن تا مشت محکمی میزدیم تو دهن این باراک و کاخ سفیدیا

نکته ورزشی بعدی هم اینکه کلاسمون دو تا تیم داده تو دانشگاه به اسم یاران رئال و یاران بارسلونا

من از بارسلونایی ها هستم که بازی اولمون رو بردیم و بازی بعدیمون هم با تیم کلاس خودمون هست که متاسفانه ستاره تیممون که من باشم اومدم هشترودامیدوارم تیم دوم کلاسمون رو سوسکشون کنیم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سکانس سوم:سیاسی

هی من میخوام قاطی سیاست نشم هی نمی ذارین دیگه

میشه یکی این وسط به من بگه این اسراییل چه مرگشه؟

با اینکه از قدرت نظامی ایران آگاهی دارن اما بازم میان و فک میزنن که نیدونم حمله نظامی میکنیم و از این حرفاخیلی ترسیدیم واقعا

الانم که دیدن این کارا فایده ای نداره اومدن و جریانات فتنه ای رو تو سوریه راه انداختن تا به ایران نزدیک باشن!!!ولی خب خود مقام معظم رهبری فرمودند که کوچکترین حرکتی رو بی پاسخ نمیذارن

مسئله سیاسی بعدی هم اینکه دو تن از اونایی که تو اون اختلاس اینا سهمی داشتن رو حکم اعدام بریدن واسشونبیخیال

و در مورد مسائل سیاسی شهرمون هم بگم که خب دیگه علنا کاندیداهای مورد نظر که تبلیغشون از اسفند اینا شروع میشه از الان دیگه جلسات و مهمانی های شام و اینا رو ردیف کردن و حسابی این وسط بعضی ها میخورن و خوش به حالشون میشه خبآقا ما هم هستیما...اگه شامی چیزی میدین ما رو هم دعوت کنین

واقعا به خاطر یک عدد رای چه دورو بازی ها و ریاکاری ها که نمیشه این وسط

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


سکانس چهارم:هنری

تو اتوبوس که حرکت میکردیم به سمت دیار عاشقان(هشترود)یه فیلمی رو گذاشته بودن به اسم داماد خجالتی...

دیگه سینمای ایران هم داره از دست میرهتو این فیلم اینقد حرکات غیر اخلاقی و جملات...گفتن که من واقعا یه لحظه شک کردم که این فیلم رو وزارت ارشاد تایید کرده یا یه جای دیگه

بهتون شدیدا توصیه میکنم که این فیلم رو حتما ببینین و اینا

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

سکانس پنجم:آب و هوا

کلا اردبیل و سیبری و مسکو و هشترود آب و هواشون همیشه زیر صفر هستش

شانس من هستش دیگه...چند روز پیش وحشتناک هوا سرد بود و ساعت ۸ صبح کلاس داشتیم و اینا...

من اون روز کاکل هام...ببخشید موهام خفن خوشگل شده بودن

گفتن بیخیال کلاه اینا برم و کاکل هام رو به مردم نشون بدم تا دلشون بسوزه

اما پام رو که از خوابگاه بیرون گذاشتم به معنای واقعی کلمه یخ زدم

اینقد هوا سرد بود که هیشکی نیتونست به دلیل مه و سرما سرشو بالا بیاره حالا دیگه دیدن کاکلای من پیشکشاز اون روز به بعد دیگه تا آخر عمرم کلاه میذارم و شالگردن میپوشم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


سکانس ششم:زنگ تفریح

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟ میگم : تو رژیمم ... میگه رژیم لاغری ؟! ...پَـــ نَ پـَـــ رژیم صهیونیستی

 برگشتم خونه میگه اومدی؟پَـــــ نَ پَـــــــ این لودینگمه : پلیز ویت 40 درصدش مونده هنوز کامل شه میام تو

یه روز با جعبه خيلي بزرگ رفتم اداره پُست، گذاشتم رو ترازو جعبه رو كارمنده اومده ميگه مي خواي پُست كنُي؟!!
گفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم وزنش كنم ببينم اگه اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم

با 120 تا سرعت دارم میرم سمت دستشویی داداشم میگه دستشویی داری؟؟گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میگ میگ ...

نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟ بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب دوستان خیلی خوشحال شدم که بازم بهونه ای شد تا باهاتون باشم

بهترین ها رو واستون آرزو میکنم...ایام به کام


يه روز مياد که ازمون مي پرسن : عمر خود را چگونه گذرانده ايد؟

اميدوارم جوابمون اين نباشه که : به نام خدا ، متاسفانه . . . بدونـــــــ يـــــــــاد خــــــدا . . .



فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 19:34 توسط مسعود اعتضادی| |


Design By : Night Skin